مادر محمودیان: سلامتی زندانیان سیاسی رجایی شهر در خطر است

منتشرشده: نوامبر 27, 2011 در news

مهدی محمودیان چندی پیش به علت وخامت شرایط جسمانی از زندان رجایی شهر به بیمارستان انتقال یافت و پس از عمل جراحی مجددا به زندان رجایی شهر بازگردانده شد. این در حالی است که او باید دوران نقاهت خود را در شرایط مناسب و خارج از زندان بگذراند اما تاکنون دوندگی های خانواده او برای مرخصی به نتیجه نرسیده است.


 

فاطمه الوندی مادر مهدی محمودیان در خصوص آخرین وضعیت فرزندش به «جرس» می گوید: «روز پنج شنبه پدرش با او ملاقات داشت که شکر خدا حالش بهتر بود و از قرنطینه به بند منتقل شده بود. خودش برای اینکه ما نگران نشویم می گوید حالش خوب است اما با توجه به شرایط زندان و ناراحتی جسمانی اش می دانم برای ما این را می گوید و شرایط خوبی ندارد و نیاز به مرخصی و استراحت کامل دارد تا دوران نقاهت خود را در منزل با آرامش بگذراند. شکر خدا سرگیجه و بی هوش شدنش در حال حاضر با داروهایی که دکترها داده اند برطرف و فشار خونش هم تنظیم شده ، اما خود دکترها هم گفتند اگر در هوای آزاد نگهداری نشود و در فضای بسته و غیربهداشتی بماند امکان برگشتن آن ناراحتی ها زیاد است. شرایط زندان را هم که می دانید چه جوری است و شرایط خوبی ندارد مگر اینکه خود بچه ها و همبندی ها به هم برسند.»

طی دو سال و اندی که وی در شرایط نامناسب در زندان بسر می برد بارها مادر او برای مرخصی استعلاجی درخواست و پیگیری کرده است اما تاکنون پاسخی مثبت در این زمینه نگرفته است. علاوه بر این، طی ماههای گذشته مسئولین به محمودیان و خانواده اش وعده داده بودند که اگر مصاحبه نکنند و از وضعیت خود اطلاع رسانی نکنند محمودیان را به اوین منتقل کرده و به او مرخصی می دهند اما با گذشت ماهها از وعده مسئولین و سکوت اجباری خانواده محمودیان، این وعده تحقق نیافت.

 

مادر این روزنامه نگار اصلاح طلب با اشاره به «محرومیت» فرزندش از حقوق اولیه یک زندانی سیاسی ادامه می دهد: «برای مرخصی هم دوباره تقاضا دادم و دو روز پیش که به دادسرا رفته بودم گفتند دادستان دارد پرونده را بررسی می کند و هنوز نتیجه آن مشخص نیست. حالا امیدواریم با توجه به شرایط مهدی، آقای دادستان لطفی کنند و با مرخصی وی موافقت کنند. الان بیشتر از 26 ماه است که مهدی در زندان است و در این مدت حتی از یکساعت مرخصی هم استفاده نکرده است. این در حالی است که مهدی بخاطر شرایط جسمانی بخصوص عمل جراحی که انجام داده به مرخصی نیاز مبرم دارد. تلفن ها و ملاقات حضوری هم که همچنان قطع است.»

 

محمودیان پیش از انتقال به بیمارستان در اعتراض به استفاده از پایبند و دستبند خطاب به دادستان نوشته بود: «در اثر شكنجه‌هاي غير انساني دربند 209 وزارت اطلاعات، دچار عفونت ريه شده و بعد از انتقال به بند 350 اوين چندين بار دچار حملات تنفسي شده‌ام، به‌گونه‌اي كه مسئولين بهداري زندان اوين درخواست اورژانسي اعزام به بيمارستان را به دفتر شما ارسال نموده‌اند و شما بعد از 7 ماه در مهرماه سال 89 اجازه اعزام به بيمارستان را صادر فرموديد كه ديگر نوشداروي بعد از مرگ سهراب بود. به گواهي پزشكي قانوني كه نزد شما است، قسمت‌هايي از حجم ريه‌ام را به خاطر عدم رسيدگي به موقع از دست داده‌ و بايد تا آخر عمر از اسپري براي تنفس استفاده كنم…. همه اینها درحالی‌ست که بیش از دو سال از محکومیت خود را گذرانده‌ام و حتی یک دقیقه هم به مرخصی نرفته‌ام و در بیش از بیست ماه از این مدت حتی از حق تماس تلفنی نیز محروم بوده‌ام و به طور کاملا غیرقانونی و بدون هیچ حکم قضایی بیش از هیجده ماه است که به زندان رجایی‌شهر تبعید شده‌ام. گفتن از ظلم و ستمی که بر من و تمام دوستان در بندم رفته دیگر تکراری شده است و گویا در جمهوری اسلامی دیگر گوشی برای تظلم‌خواهی ملت ایران نیست که اگر با ورودم به زندان این ظلم‌ها را نمی‌دیدم، اگر این فشارها و شکنجه‌ها را نمی‌کشیدم و لمس نمی کردم به راهی که آمده‌ام شک می کردم.»

 

مهدی محمودیان، در 25 شهریور سال 88 در جریان بازداشت‌های گسترده روزنامه‌نگاران و فعالین سیاسی بعد از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. او نزدیک به سه ماه را در انفرادی و تحت بازجویی های سنگین قرار گرفت و نهایتا در دادگاههای غیرقانونی به پنج سال حبس تعزیری محکوم گردید و بطور غیرقانونی به زندان رجایی شهر تبعید گردید.

 

خانم الوندی با تاکید بر ضرب و شتم فرزندش در زندان اضافه می کند: «در عمل جراحی که بر روی مهدی انجام دادند یک قسمت از روده اش را برداشته اند و علت آن هم بخاطر اعتصاب غذا و ضربه هایی است که در زندان به او می زدند. همبندی هایش می گفتند مهدی را مثل توپ فوتبال بلند می کردند و او را به دیوار می زدند….من حتی تا زمانیکه می خواستند عملش کنند از این مشکلات جسمانی اش خبر نداشتم و مهدی هم که می داند من غصه می خورم و گریه می کنم مشکلاتش را به من نمی گوید. از دکترها و پرستارها شنیدم که بخاطر ضربات و کتکهایی که در زندان به او زدند و اعتصاب غذایی که کرده بود قسمتی از روده اش را برداشته اند. علاوه بر آن گفتند مشکوک به سرطان هم است که واقعا ناراحت شدم و اعصابم خراب شده است اما مهدی گفت نگران نباش و بخدا توکل کن و پرستارها هم گفتند انشالله ناراحتی هایش برطرف می شود.»

 

چندی پیش مهدی محمودیان و دیگر زندانیان سیاسی رجایی شهر، ضمن تاکید بر مواضع خود، خواستار اعزام نماینده جامعه جهانی برای رسیدگی به وضعیت حقوق بشر در ایران شده بودند. زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج در این بیانیه تصریح کرده بودند که وضعیت سیاسی حاکم بر کشور و شرایط ظالمانه حاکم بر محاکم قضایی و فرایندهای بازجویی و محدودیتهای زندانهای ایران به نقطه ای رسیده است که بر جامعه بین المللی بویژه دبیرکل سازمان ملل «واجب» است تا هرچه زودتر نماینده ای برای رسیدگی به وضعیت حقوق بشر در ایران اعزام نماید تا از طریق گفتگو با نمایندگان دگراندیشان سیاسی و اعتقادی و همچنین بازدید از زندانها و گفتگو با خانواده های ستمدیدگان در سالهای گذشته،بویژه جانباختگان حوادث اخیر گزارشی تهیه کرده و آنرا به نهادهای بین المللی اعلام نماید.

 

مادر مهدی محمودیان با اشاره به خطراتی که سلامت زندانیان سیاسی رجایی شهر را تهدید می کند می گوید: «در بندی که آنها هستند چند تا از این ردیابهایی که زندانیان نتوانند گوشی و موبایل استفاده کنند گذاشته اند که دکترها گفته اند این دستگاهها سرطان زا است. الان تمام بچه هایی که در آن سالن و بند هستند بطور مرتب یا سرگیجه دارند یا دل درد و دل پیچه دارند. خود دکترهای پزشک قانونی هم می گویند این دستگاهها همه سرطان زا است. الان تا آنجایی هم که من خبر دارم از بچه ها تست سرطان گرفته اند. مثلا آقای صمیمی را برای آزمایش آورده اند و مشکوک به سرطان کبد است. بارها تقاضا دادیم که ترابخدا این دستگاهها را بردارید برای سلامتی بچه ها «خطرناک» است. اما متاسفانه گوش نمی کنند و توجهی نمی کنند. حالا شکنجه های جسمی که به آنها داده اند و می دهند هیچ، این دستگاهها هم سلامتی اشان را به خطر می اندازد و بیمارشان کرده است.»

 

این مادر رنج کشیده سخنان خود را اینگونه به پایان می برد: «تنها چیزی که ما را شاد می کند روحیه «عالی» مهدی است و زمانیکه ما ابراز نگرانی و ناراحتی می کردیم او به ما دلداری می داد که نگران نباشید خدا پشتیبان ماست و همانطور که تا الان ما را تنها نگذاشته تا آخر هم ما را یاری می کند.»

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s