گفت‌وگوی «شرق» با وکلای عباس پالیزدار پرونده بی‌پایان پالیزدار

منتشرشده: اکتبر 26, 2011 در news

دست‌هايش را به هم مي‌مالد. سرخ مي‌شود و سفيد. گاهي چنان تن صدايش بالا مي‌رود كه انگار فراموش كرده ما خبرنگاريم، نه يك طرف داستان آنچه در چهار سال گذشته بر او گذشته است. «پيمان حاج محمود عطار» را بسياري با نام وكيل پاليزدار مي‌شناسند؛ نه اينكه وكيل نباشد كه هست اما وكيل پاليزدار نيست. روزگاري به‌عنوان مشاور حقوقي كميته‌اي كه از سازمان بازرسي كل كشور تحقيق و تفحص مي‌كرد به عباس پاليزدار مشاوره حقوقي مي‌داد؛ آن هم كمتر از شش ماه. همين است كه بسياري او را وكيل پاليزدار مي‌نامند. درحين گفت‌وگو مدام دست‌هايش مي‌لرزد؛ گويي كه خاطرات عجيب‌وغريبي برايش زنده مي‌شود. هر چقدر هم كه «مصطفي ترك همداني» كه وكيل پاليزدار و البته عطار است تلاش مي‌كند آرامش كند، موفق نمي‌شود.  شرق

 

گروه سیاسی، عشرت عبداللهی، سروش فرهادیان

ماجراي معروف به«پرونده پاليزدار» را خيلي‌ها ديگر از ياد برده‌اند؛ اما عباس پاليزدار همچنان زنده است. همان كسي كه خيال بررسي پرونده‌هاي كلان با مجوز تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضاييه را در سر پروراند. حالا او در زندان است و روياهايش نقش بر آب. نهايتا نتيجه تحقيق و تفحص از قوه قضاييه هم شد 12 صفحه گزارشي كه بي‌نام و نشان در مجلس قرائت شد و بس. از سه نماينده عضو هيات‌رييسه كميته تحقيق و تفحص از قوه‌قضاييه هم يكي همان ابتدا رفع اتهام شد و دو نفر ديگر نيز نهايتا در دادگاه تجديدنظر تبرئه شدند، بي‌آنكه جلسه دادگاهي را تجربه كرده باشند. 9متهم ديگر هركدام روزگاري را در زندان ماندند و نهايتا به جز پاليزدار و ترابي و آجيلي تبرئه شدند. حالا پاليزدار و ترابي در زندانند و منتظر فرج؛ آجيلي هم خودش را ناپدید كرده تا نباشد كه حكمش را بكشد. همداني حالا شب و روزش را گذاشته تا پاليزدار را از زندان بيرون بكشد. هم اميدوار است هم نه. هم مي‌گويد همين امروز و فردا پاليزدار آزاد مي‌شود هم احتمالا ماندن او در زندان را از ياد نمي‌برد. نتيجه كميته تحقيق و تفحص از قوه قضاييه حالا اصل كه هيچ فرع ماجراي پرونده پاليزدار هم نيست؛ اصلا شايد كمتر كسي يادش مانده باشد كه در آن گزارش چه نوشته شده بود. حالا اصل آزادي پاليزداري است كه وكيلش مي‌گويد بيمار است و تاب زندان ندارد. حالا از آن روزها که رییس‌جمهور می‌خواست اسامي مفسدان اقتصادي را افشا كند خيلي گذشته. پرونده پاليزدار هرچند بسته شده اما عباس پاليزدار نامي روزگار در حبس مي‌گذراند.


‌طرح تحقيق و تفحص مجلس از قوه‌قضاييه را مجلس چه زماني به تصويب رساند؟ 
سال 85 بود كه اين طرح تصويب شد و تيمي از نمايندگان مجلس عهده‌دار اجراي اين مصوبه شدند. اين نمايندگان كميته‌هاي فرعي درست كردند. يك كميته تحقيق و تفحص در سازمان بازرسي كل كشور مستقر شد، يك كميته در سازمان ثبت اسناد و ساير سازمان‌هاي زيرمجموعه قوه‌قضاييه. خانم آجرلو و آقاي محمد دهقان هم متولي كميته‌اي شدند كه در سازمان بازرسي كل كشور مستقر شدند. قرار اين شد كه اين دو نماينده در سازمان بازرسي كل كشور مستقر شوند و مكاتباتي هم بين اين دو نفر با آقاي نيازي رييس وقت سازمان بازرسي انجام شد، گفتند كه ما در اجراي مصوبه مجلس امكانات و اطلاعاتي را از شما مي‌خواهيم. آن‌موقع آقاي شاهرودي رياست قوه‌قضاييه را بر عهده داشتند.
‌نيازي همان ابتدا موافقت خود را با اين موضوع اعلام كرد؟ 
آقاي نيازي ابتدا به ساكن مي‌گفتند در اينجا بحث استقلال قوا مطرح است و اين دخالت قوا در همديگر است. اما در نهايت همكاريشان را آغاز كردند.
‌و پاليزدار چطور وارد كميته تحقيق و تفحص از قوه‌قضاييه شد؟ 
آقاي عباس پاليزدار اين‌طور كه خودش مي‌گويد از رزمندگان هم‌رزم برادران شهيد آجرلو در سپاه كرج بوده. خانم آجرلو از سال‌ها قبل با ايشان از طريق برادرانش ارتباط داشته و با هم كار سياسي‌ مي‌كردند.
‌يعني عضو ستاد آجرلو بوده؟ 
آن‌طور كه آقاي پاليزدار مي‌گويد عضو ستاد خانم آجرلو بوده است. بعد از اينكه خانم آجرلو از حوزه كرج نماينده مجلس شدند، ايشان هم همكاري‌اش را با آقاي پاليزدار ادامه داده است.
‌ارتباط فاميلي كه با هم نداشتند؟ 
فكر نمي‌كنم. بعد از اينكه تحقيق و تفحص از قوه‌قضاييه تصويب شد خانم آ‌جرلو به جهت اعتمادي كه به آقاي پاليزدار داشت ايشان را به‌عنوان دبير كميته تحقيق و تفحص انتخاب كرد.
‌تحصيلات پاليزدار چيست؟ 
اين‌طور كه به من گفته از دانشگاه راجويل آمريكا فوق‌ليسانس و دكترايش را گرفته.
‌در چه رشته‌اي؟ 
مديريت اقتصاد و مديريت بازرگاني.
‌ليسانس كجا بوده؟ 
نمي‌دانم.
‌پاليزدار قبل از آن چه سمتي داشته؟ 
مدتي با آقاي توكلي در مركز پژوهش‌هاي مجلس كار مي‌كردند اما در ستاد رايحه خوش خدمت نيز فعاليت داشته است. شغل رسمي به‌عنوان كارمند رسمي دولت نداشتند.
اما با دعوت خانم آجرلو مي‌شود دبير كميته تحقيق و تفحص در سازمان بازرسي كل كشور و با ساير بخش‌ها كار نداشتند.
‌از چه طريقي با اين كميته آشنا شديد و همكاري‌تان را آغاز كرديد؟ 
بعد از گذشت مدتي از فعاليت اعضاي كميته تحقيق و تفحص از طريق آقاي محمدعلي رامين به خانم آجرلو براي مشاورت حقوقي اين كميته معرفي شدم.
‌مشاور كل كميته؟ 
كميته بازرسي كل كشور.
‌چطور از طريق رامين معرفي شديد؟ 
آقاي رامين از بستگان ما يعني داماد دايي‌ام هستند. عيد نوروز 86 كه به منزل دايي‌ام رفته بودم، در آنجا من درباره مفاسد اقتصادي بعضي سازمان‌هاي دولتي و اينكه متاسفانه بعضي از قضات رسيدگي‌هاي درستي در اين مورد نكردند، صحبت مي‌كردم و از آقاي رامين خواستم با توجه به ارتباطاتي كه دارند اين را به اطلاع مسوولان عالي‌رتبه كشور برسانند.
‌و رامين چه مي‌گفت؟ 
متاسفانه استقبال زيادي از من نكرد. اما خانم ايشان كه
دختر دايي من است گفت اگر شما مستنداتي براي اين ادعاها داريد در اختيار ما بگذاريد. من نيز اطلاعاتم را در اختيار خانم آجرلو و خانم پروين احمدي‌نژاد كه آن موقع هنوز عضو شوراي شهر نشده بود گذاشتم.
20 روز بعد خانم آجرلو و خانم پروين احمدي‌نژاد به منزل دختر دايي من آمدند. دختردايي‌ام با من تماس گرفت و گفت كه مستنداتي را كه درخصوص آن صحبت كردي بياور.
‌چه كساني به آن جلسه آمده بودند؟ 
من، دختردايي‌ام، خانم آجرلو و خانم پروين احمدي‌نژاد.
‌مستندات چه بودند؟ 
يك‌سري پرونده‌هاي سوءاستفاده‌هاي مالي كه در بعضي از شركت‌هاي دولتي اتفاق افتاده بود و من باخبر بودم.
‌از كجا باخبر بوديد؟ 
چون من مشاور شركتي وابسته به سازمان تامين اجتماعي (شستا) بودم.
‌و در آن جلسه چهارنفره بحث عام داشتيد يا بحث پرونده‌هاي خودتان؟ 
نه. من مي‌خواستم اين پرونده‌ها را به‌عنوان نمونه بگويم. خانم احمدي‌نژاد از فسادي كه گفتم خيلي ناراحت شد و گفت همين الان به اخوي زنگ مي‌زنم و مي‌گويم با فلان مسوول برخورد كنند. اما من خواهش كردم كه بگذاريد از مبادي قانوني‌اش مراحل طي شود. اعلام كرد كه شما را به برادر داوود كه در آن موقع بازرس رياست‌جمهوري بود معرفي مي‌كنم. سپس خانم آجرلو گفتند كه اگر واقعا شما آنقدر براي بيت‌المال دلسوز هستيد ما كميته‌اي را در مجلس تشكيل داده‌ايم كه آقاي دكتر عباس پاليزدار دبير آن كميته هستند و دنبال يك مشاور حقوقي مي‌گردند. من هم گفتم مگر آقاي پاليزدار تحصيلات‌شان چيست كه گفتند تحصيلات ايشان اقتصاد است.
شما پذيرفتيد؟ 
من استقبال كردم و خانم آجرلو نيز گفتند شما به صورت آزمايشي با كميته همكاري مي‌كنيد و اگر طرفين بر ادامه كارشان توافق داشتند با شما قرارداد مي‌بنديم.
‌جلسه‌تان چقدر طول كشيد؟ 
حدود يك ساعت و نيم.
‌دختردايي‌تان آنجا چه نقشي داشت؟ 
ميزبان بودند.
‌رامين در جلسه حضور داشت؟ 
در جلسه حضور نداشتند. اما موقعي كه در حال رفتن بوديم آقاي رامين از سر كار برگشتند و از من پرسيدند توانستيد با سركار خانم آجرلو درددل بكنيد؟ گفتم حاج‌آقا از درددل گذشته است. خانم آجرلو هم گفتند الان دولت و مجلس براي مبارزه با مفاسد اقتصادي هم‌داستان هستند و ما مي‌خواهيم از وجود آقاي عطار در آن كميته استفاده كنيم. آقاي رامين هم چيزي نگفتند. خداحافظي كرديم و جدا شديم. خانم احمدي‌نژاد هم با سكوت، تمام حرف‌هاي بنده و خانم آجرلو را تاييد مي‌كردند.
‌بعد چه اتفاقي افتاد؟ 
جلسه بعد به خردادماه موكول شد. خانم آجرلو از طريق دختردايي‌ام به من پيغام دادند كه فلان روز به سازمان بازرسي بروم. من طبق همان قرار به طبقه چهارم سازمان بازرسي رفتم. به اتفاق خانم آجرلو به اتاقي رفتيم كه آقاي پاليزدار در آنجا بود.
‌واكنش پاليزدار چه بود؟ 
آقاي پاليزدار استقبال گرمي كردند و گفتند ما دنبال چنين فردي مي‌گشتيم.
‌فقط شما بوديد، آجرلو و پاليزدار؟ 
نكته قابل‌توجه همين است؛ جواد ترابي كه اكنون به سه سال حبس محكوم شده هم آنجا بود. شخص ديگري به نام آقاي عباس خجسته نيز بودند.
‌سمت اين دو نفر چه بود؟ 
عباس خجسته و جواد ترابي قبلا كارمندان رسمي سازمان بازرسي كل كشور بودند اما به دلايلي از سازمان بازرسي منفك شده بودند. آقاي پاليزدار متوجه اين قضيه شده بود و اين دو نفر را به همكاري دعوت كرده بود.
‌چرا اين دو نفر؟ 
آقاي پاليزدار و كميته تحقيق و تفحص هركسي را كه داوطلب بود، دعوت مي‌كرد.
‌سمت اين دو چه بود؟ 
فكر كنم كارشناس بودند.
‌دليل بيرون رفتن‌شان چه بود؟ 
اين دو نفر كارشناس بودند. سر يك‌سري مسايل، نمي‌دانم بازخريد يا اخراج شده بودند، ولي خودشان داوطلب شدند كه با كميته تحقيق و تفحص همكاري كنند.
‌آجرلو شما را به پاليزدار معرفي كرد؟ 
بله. گفتند ايشان از بستگان آقاي محمدعلي رامين و مورد اعتماد ايشان هستند و مي‌توانند با ما همكاري كنند. خانم آجرلو به آقاي پاليزدار گفت: آقاي پاليزدار ايشان مدتي با مجموعه همكاري مي‌كند، اگر شما كار ايشان را مثبت ارزيابي كرديد، با وي قرارداد مشاوره بسته شود.
آقاي پاليزدار يك‌مقدار توضيح دادند. من هم گفتم اجازه دهيد من يكي، دو پرونده را بخوانم. به آقايان گفتم: من هفته‌اي دو سه روز بيشتر نمي‌توانم اينجا بيايم آن هم فقط بعدازظهرها.
اما روز بعدش به موبايل من زنگ زد و گفت اگر امكان دارد فردا ساعت 11 صبح به دفتر من بياييد. چون با آقاي نيازي و خانم آجرلو جلسه دارند و آقاي نيازي گفتند كه دبير كميته و مشاور حقوقي‌شان هم بايد اينجا حضور داشته باشند.
‌فرداي آن روز به جلسه رفتيد؟ 
همان ساعت 11 تعيين‌شده به دفتر رييس سازمان بازرسي رفتم. خانم آجرلو با تاخير آمدند.
‌نيازي از شما استقبال كرد؟ 
خيلي گرم، آقاي نيازي رو كردند به خانم آجرلو و گفتند: حاج‌خانم، اين پرونده‌هايي كه شما بررسي مي‌كنيد خوب است، اما يك‌سري پرونده‌ها را من در اختيارتان قرار مي‌دهم كه اگر واقعا كميته مي‌خواهد از عملكرد قوه‌قضاييه تحقيق و تفحص بكند و سياسي‌كاري نيست و مي‌خواهيد واقعا به مردم خدمت كنيد، به دنبال تحقيق و تفحص از اين پرونده‌ها برويد.
‌واكنش حاضران چه بود؟ 
خانم آجرلو گفتند ما هم دنبال همين پرونده‌ها هستيم. آقاي نيازي نيز گفتند من نگران هستم.
‌نگران از چه؟ 
آقاي نيازي مي‌گفت در دوره‌هاي مختلف مجلس از اين تحقيق و تفحص‌ها زياد تصويب شده ولي نتيجه‌اي نداشته. نگران هستم كه اين يكي نيز به سرنوشت قبلي‌ها دچار شود. خانم آجرلو گفت ما اين موضوع را تا آخرش ادامه می‌دهيم. دولت و آقاي احمدي‌نژاد با شعار مبارزه با مفاسد اقتصادي رأي آورد و خوشبختانه، قوه مجريه و مقننه همه هم‌صدا هستيم و شما هم بايد با ما همكاري كنيد.
آقاي نيازي هم گفتند اگر اين‌طور است من در خدمت‌تان هستم و بعد دكمه‌اي را فشار داد كه يك‌سري پرونده را داخل آوردند. اين پرونده‌ها آنقدر قطور بودند كه كارگران آنها را به‌سختي در دست گرفته بودند.آقاي نيازي به آقاي پاليزدار گفت لطفا اينها را بشماريد. شمردند و گفتند 124 پرونده است.
‌بعد چه شد؟ 
فضا خيلي عرفاني و معنوي شده بود. آقاي نيازي گفتند خانم آجرلو نيت تقرب بكنيد به نيت 124 هزار پيامبر و اينها را بدهيد كميته‌تان بررسي كند.
‌تا قبل از آن كميته چه چيزهايي را پيگيري مي‌كرد؟ 
جزيي بود؛ مثلا فلان بانك ملي وام داده و دنبال استرداد اقساط وام نبوده و سندي هم كه گرفته بوده با وام برابري نداشته و طرف هم فراري شده و از اين نوع پرونده‌ها.
‌يعني تخلفات حول اشخاص نبود، حول نهادها بود؟ 
بله.
‌رقم‌ها هم خيلي بالا نبود. 
خير
‌بعد يك‌دفعه هم رقم ها و هم افراد بالا رفت؟
بله، خانم آجرلو در همان جلسه گفت: آقاي پاليزدار از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس و جانباز است و جبهه با جبهه براي وي فرقي نمي‌كند. چه جبهه عليه بعثي‌هاي عراق باشد و چه عليه مفسدان اقتصادي.
‌و آن روزها روزهايي بود كه مدام آقاي احمدي‌نژاد مي‌خواست اسامي مفسدان اقتصادي را منتشر كند؟
دقيقا همين‌طور است. وقتي از طرف خانم آجرلو و آقاي پاليزدار اعلام آمادگي شد، دوباره آقاي نيازي دفتردارشان را صدا كردند – كه بعدها فهميدم آقاي قائمي‌نسب هستند ايشان هم يك‌ماه حبس براي همين پرونده داشتند – به ايشان گفتند اين پرونده‌ها را صورت‌جلسه كنيد و تحويل آقاي دكتر عباس پاليزدار بدهيد.
‌يادتان هست موضوع پرونده‌ها چه بود؟ 
بله، يكي از پرونده‌ها را به‌عنوان نمونه به من دادند ديدم، پرونده لاستيك دنا بود. يك موسسه خيريه با وزارت صنايع مكاتبه كرده بود كه لاستيك دنا را به ما بفروشيد.
‌بر چه اساسي خواستار خريد اين كارخانه شده بود؟ 
براي كارهاي خيريه!
‌چه سالي بود؟ 
اوايل دهه 70 بود؛ زمان رياست‌جمهوري آقاي هاشمي، بعد ارجاع شده بود به كارشناس و كارشناس يك رقمي گذاشته بود. موسسه گفته بود اين رقم خيلي بالاست و معقول نيست و دوباره كارشناسي شود. گفته بودند كه شما دستمزد كارشناس را بدهيد، اما آنها مي‌گويند ما نداريم بدهيم كه خودشان دادند و در كارشناسي بعدي رقم خيلي افت كرد.
‌چقدر؟ 
يادم نيست، من اصلا به رقم‌هايش دقت نمي‌كردم. من داشتم سيكل حقوقي‌اش را نگاه مي‌كردم كه آيا از لحاظ حقوقي ضوابط قانوني رعايت شده يا خير. كارشناسي بعدي كه دوباره صادر شد و رقم خيلي پايين‌تري از آن رقم ارايه شده بود باز به موسسه ابلاغ شد و موسسه گفت ما اين را هم نداريم بدهيم اجازه دهيد كه ما كارخانه را تملك كنيم و از درآمد ناشي از كار، پول خريد را قسطي مي‌دهيم. وزارتخانه مي‌گويد پس ما يك قراردادي با شما مي‌بنديم اما شما بايد به ما چك بدهيد، آنها مي‌گويند ما چك هم نداريم، گفتند سفته بدهيد، مي‌گويند پول خريد سفته را هم نداريم. سفته‌ها را هم از جيب دولت مي‌خرند و دو نفر از اعضاي هيات‌مديره پشت سفته‌ها را امضا مي‌كنند و بعد اسناد نقل و انتقال صورت مي‌گيرد.
‌بعد چه شد؟ 
كارخانه به تملك موسسه خيريه درآمد و سفته‌ها هم وصول نشد. در نتيجه سازمان بازرسي ورود كرده و اعلام جرم شده بود. روزهاي بعد پرونده يك معدن سنگ را خواندم.
گفتم آقاي پاليزدار اينها را مي‌خواهيد چه كار كنيد؟ اين پرونده‌ها در همان مقطع سازمان بازرسي مختومه شده بود.
‌با حكم چه كسي؟ 
بدون هيچ حكمي بايگاني شده بود. يك‌سري از اينها به دادسراي مفاسد اقتصادي رفته و مدت زمان زيادي مانده بود. وقتي وكيل متهم مراجعه مي‌كرد به او گفته مي‌شد اين پرونده مشمول مرور زمان شده و قرار موقوفي تعقيب صادر شده بود.
من ديدم كه در گزارش تحقيق و تفحص‌مان مي‌شود روي اينها كار حقوقي كرد. يكي اينكه با كارشناسان سازمان بازرسي كه كار را نيمه‌تمام رها كرده بودند برخورد شود و ديگر اينكه با قضاتي كه باعث شده بودند برخي پرونده‌ها بدون اقدام بماند و مشمول مرور زمان شود برخورد صورت گيرد. من گفتم به‌عنوان مشاور حقوقي مي‌توانم به مجلس گزارش كنم مجلس بيايد. قانوني درست كنيد كه سوءاستفاده‌ها نسبت به اموال دولتي مشمول مرور زمان نشود من كتبا گزارش نوشتم و به خانم آجرلو دادم. علت خروج من بعد از سه ماه از كميته‌ هم اين بود كه هيچ وقعي به كارهاي من گذاشته نشد. بعد از مدتي به آقاي پاليزدار گفتم كه اينجا امكاناتي نيست و او گفت كه اگر شما صلاح مي‌دانيد اين پرونده‌ها را به دفترتان ببريد. از طرفي من گفتم اين پرونده‌ها همه محرمانه است. گفت: پس چه كار كنيم. گفتم: اگر صلاح مي‌دانيد من كپي اينها را بگيرم. در نتيجه با انتشارات مجلس هماهنگ كردند و اينها را كپي كردند.
‌با دستور چه كسي؟ 
با دستور خود آقاي پاليزدار. جالب اينكه ما يك روز كه داشتيم با هم ناهار مي‌خورديم گفتم: شما دبير كميته تحقيق و تفحص هستيد؟ گفت: بله گفتم: با چه استنادي؟ گفت: خانم آجرلو جلو خود شما گفتند. گفتم: آمديم فردا خانم آجرلو گفتند نيستيد.
‌پس هنوز حكم رسمي به ايشان نداده بودند؟ 
نداده بودند، بعد ايشان گفتند كه يعني شما مي‌فرماييد ايشان زير حرفش مي‌زند. گفتم: به نظر من اين اسناد و مدارك همه طبقه‌بندي دارد بايد با شما و با يك مجوز رسمي اين بررسي‌ها را انجام بدهند. گفت: من با خانم آجرلو رودربايستي دارم. گفتم: خودم از او مي‌گيرم. خودم نشستم پشت مانيتور، تايپ كردم جناب آقاي عباس پاليزدار به موجب اين حكم شما به‌عنوان دبير كميته تحقيق و تفحص مجلس در سازمان بازرسي كل كشور منصوب مي‌شويد. فاطمه آجرلو نماينده كرج. اين را در دو نسخه كپي گرفتم يك ساعت بعد خانم آجرلو آمدند و گفتم: بي‌زحمت اين را امضا كنيد كه جلو خود من، اين را امضا كرد.
بعدا پاليزدار رفت كارگزيني و دبيرخانه مجلس اين نامه را شماره و تاريخ كرد؛ يعني اين نامه رسميت پيدا كرد. بعد من را دعا كرد كه تو چقدر لطف بزرگي كردي.
‌چطور جرات كرديد بدون دستور كتبي، پرونده‌هاي مهم را جابه‌جا كنيد؟ 
كار بدي كه نمي‌خواستيم بكنيم. در حضور خود من به آقاي پاليزدار گفتند چند روز پرونده‌ها را ندهيد.
‌مگر آنها پرونده‌ها را نمي‌خواستند؟ 
بله. ولي اعضا نمي‌خواستند پس بدهند. بعد من متوجه شدم كه آقاي پاليزدار پرونده‌ها را مي‌گذارد در صندوق عقب ماشين و مي‌برد بيرون. گفتم آقاي پاليزدار اگر جلو در بگردند چه مي‌كنيد؟ گفت ما اينها را هماهنگ كرديم كه ببريم از اينها اسكن بكنيم. بعد از مدتي به حراست جلو در گفته شد كه اينها را راه ندهيد.
‌از چه تاريخي؟ 
من از مرداد آن سال با كميته شروع به كار كردم و مهر ماه بود كه اين دستور را دادند.
‌مگر خود آنها همكاري نكرده بودند؟
چرا، اما نمي‌دانم، شايد موضوع زمان بود كه اين دستور را دادند. بعد خانم آجرلو گفت: من در مجلس يك جايي به شما مي‌دهم. در زيرزمين ساختمان بهارستان يك اتاقي را به ما دادند. چند روز بعد به آقاي پاليزدار گفتم: من چندبار به شما عرض كردم كه يك جلسه با حاج خانم بگذاريد كه من بروم گزارش بانك پارسيان و مرور زمان را در پرونده‌ها بگويم. ما چند بار قرار گذاشتيم و هر دفعه نشد تا اينكه يك‌بار آنقدر جلو در ورودي كميسيون آموزش‌عالي نشستيم تا پيدايشان كرديم.
‌چند وقت از اين قضيه كه شما مستقر شده بوديد، مي‌گذشت؟ 
سه ماه!
‌چند تا از آن 124 پرونده را خوانديد؟ 
چهار مورد را. يكي هم قضيه داروهايي بود كه وارد شده بود اما بعد از مدتي آنها را در بيابان‌هاي ورامين دفن كرده بودند.
‌در اين مدت با شما تماس گرفته مي‌شد كه پيگيري نكنيد. 
خير.
‌بعد شما گفتيد كه من نمي‌آيم. 
بعد دو، سه بار آقايان ترابي، خجسته و پاليزدار به من زنگ زدند و من هم عذرخواهي كردم و رابطه‌مان به كل قطع شد تا ارديبهشت 87 كه در روزنامه‌ها خواندم ايشان سخنراني‌هاي افشاگرانه‌اي كرده، من هم رفتم تلفنش را از سررسيد سال قبل پيدا كردم.
‌يعني با هم در تماس نبوديد؟ 
اصلا. حتي شماره پاليزدار را هم از موبايلم پاك كرده بودم.
‌با دختردايي‌تان چطور؟ آقاي رامين از شما نپرسيدند چه شد؟ 
ارتباط خانوادگي را داشتيم. آقاي رامين با همه فاميل خانمش ارتباط ندارد. هر وقت ما مي‌رفتيم منزل دايي‌مان اگر ايشان را مي‌ديديم همان بود. تا اينكه من به آقاي پاليزدار زنگ زدم و گفتم اين چه كاري بود كه كرديد. گفت شما ترسو هستي و در اوج نيازي كه به شما داشتيم، ما را تنها گذاشتيد.
‌اينها ادامه داده بودند؟ 
بله.
‌يعني مجلس همچنان اجازه مي‌داد كه اينها به كارشان ادامه بدهند؟ 
بعدها در جلسات بازجويي فهميدم داستان از اين قرار بوده كه بعد از اينكه من از مجموعه خارج شدم اينها مهندس كامپيوتري را آوردند كه الان به دوسال حبس محكوم شده و با ايشان قرارداد بستند براي اسكن پرونده‌ها.
‌بعد چه شد؟ 
اين‌طور كه من بعدها متوجه شدم، اين بود كه اينها را دي‌وي‌دي كردند و اين دي‌وي‌دي‌ها را در اختيار خانم آجرلو و ساير اعضا قرار دادند.
‌چه زماني؟ 
همان سال 86 در اختيار آنها گذاشتند و رابطه‌شان كلا با سازمان بازرسي قطع شد. بعدش همزمان كميته‌هاي ديگر تحقيق و تفحص در سازمان‌هاي ديگر هم گزارش‌شان را دادند و گزارش كامل شد و در زمستان 86 تحويل مجلس داده شد كه حدود 150 صفحه بود بعد آنقدر اصلاحيه خورد كه نزديك 12 صفحه شد.
‌يعني پاليزدار دي‌ماه 86 آن را تمام كرد و ديگر به مجلس هم نرفت؟ 
بله، 150 صفحه‌ گزارش را به خانم آجرلو مي‌دهد. خانم آجرلو و ساير دوستان امضايش مي‌كنند مي‌دهند به رييس مجلس. آقاي پاليزدار از همان دي‌ماه 86 به جاهاي مختلف مي‌رود و شروع مي‌كند به سخنراني كردن.
‌با چه هدفي؟ 
پاسداشت خون شهدا و مبارزه با مفاسد اقتصادي.
‌اولين‌بار كجا سخنراني كرد؟ 
جاهاي مختلف مثلا در ستاد انتخابات خانم آجرلو در كرج، ستاد انتخابات آقاي حسين رضاخواه در قم كه يكي از متهمان هم هست.
همداني: كساني هم بودند كه در اين ميان خط و خطوطي مي‌دادند و سفارش مي‌كردند.
‌بعد چه شد؟ 
از دي‌ماه 86 تا خرداد 87 به مدت شش ماه اين‌طور كه پاليزدار مي‌گويد در هشت مركز سخنراني‌ كردند.
‌هيچ اعلام جرمي هم عليه‌شان نمي‌شد؟ 
نه، در 14/2/87 ايشان در دانشگاه بوعلي همدان آن سخنراني را كرد كه با يك موبايل از ايشان ضبط شد.
‌چه كسي از او دعوت كرده بود؟ 
بسيج دانشجويي دعوت كرده بود. يك پلاكارت زده بودند از اينجا تا سر آرژانتين كه مقدم جناب آقاي دكتر عباس پاليزدار، دبير محترم كميته تحقيق و تفحص از قوه‌قضاييه را گرامي مي‌داريم. رييس دانشگاه، كل اعضاي هيات‌علمي، حراست نماينده وزارت علوم هم در آن جلسه بودند. اصلا تمام كلاس‌هاي دانشجويان را آن روز تعطيل كرده بودند تا همه در سالن اجتماعات دانشگاه به بيانات آقاي پاليزدار گوش كنند و اين سخنراني در اينترنت پخش شد اما باز هم هيچ‌كس متعرض آقاي پاليزدار نشد. تا 20-10 روز بعدش در اول خرداد 87 گزارش آقاي دهقان قرائت شد.
‌آن گزارش 12 صفحه‌اي؟ 
در اين گزارش 12 صفحه‌اي تعدادي از عنوان‌هاي شغلي قضات آورده شد.
‌به آن 124 پرونده اشاره‌اي شد؟ 
نه.
‌در گزارش 150 صفحه‌اي چطور؟ 
نمي‌دانم.
‌و در گزارش 12 صفحه‌اي مشخصا چه كساني را متهم كردند؟ 
يك‌سري از قضات.
اين قرائت مي‌شود و مجلس تعطيل مي‌شود. مي‌روند تعطيلات پايان دوره. در اين خلأ تعطيلات مجلس يك مرتبه پاليزدار به‌عنوان مطلع به دادگاه احضار مي‌شود.
‌به چه شعبه‌اي احضار مي‌شود؟ 
بازپرس شعبه 2 آقاي پاليزدار را به‌عنوان مطلع احضار مي‌كند. همان‌شب هم من به ايشان زنگ زدم و گفتم يادتان هست گفته بودم اين كار شما اشتباه است كه رفتي دانشگاه سخنراني كردي.
‌پاليزدار چه گفت؟ 
گفت شما ترسو هستيد و من هنوز همان نيت جهاد في‌سبيل‌الله را دارم و فردا هم مي‌خواهم بروم دانشگاه صنعتي اصفهان سخنراني كنم، پس فردا هم دانشگاه شيراز، بعد فلان جا و فلان جا. يك برنامه زمان‌بندي‌شده را وزارت علوم در اختيار من گذاشتند و بايد مردم و دانشجويان و قشر فرهيخته ما از اين چيزها آگاه شوند.
‌يعني وزارت علوم سخنراني‌هاي پاليزدار را هماهنگ مي‌كرد؟ 
بله! يك كاغذي را داده بودند كه بعدا در دادگاه اين را تاييد كرد كه فلان روز فلان‌جا و فلان‌روز بهمان جا برود و هر دانشگاهي هم كه رفته به او تقدير نامه دادند. مثلا در همين دانشگاه بوعلي همدان به پاليزدار تقديرنامه دادند. همه تقديرنامه‌هايش در پرونده هست.
‌چه دانشگاه‌هايي است؟ 
بوعلي همدان، اصفهان، شيراز و دانشگاه‌هاي رسمي كشور سخنراني كرده بود.
‌و تقديرنامه گرفته!؟ 
بوعلي را من خبر دارم بعد هم من به حالت خنده گفتم اگر تو را گرفتند روي من به‌عنوان وكيل مدافع حساب كن كه او هم گفت: خبرت مي‌كنم. اين داستان ارديبهشت 87 اتفاق افتاده بود. كه بعد بازپرس به‌عنوان مطلع ايشان را احضار مي‌كند.
‌مطلع در چه پرونده‌اي؟ 
نمي‌دانم. تلفني احضارش كرده. اين‌طور كه خودش مي‌گويد مي‌گفت من با خانم آجرلو و ساير نمايندگان هماهنگ كردم آنها هم گفتند اشكالي ندارد برو ما با دادستان هماهنگ كرديم هيچ مشكلي پيش نمي‌آيد. پاليزدار كه مي‌رود يك مرتبه تفهيم اتهام مي‌كنند. به‌عنوان نشر اكاذيب و ايشان را مي‌برند دربند. دو، سه روز بعدش چند تا از نمايندگان مجلس به‌عنوان معاونت در جرم با ايشان تحت تعقيب قرار مي‌گيرند و آقاي بازپرس عليه آجرلو و دهقان و كامران اعلام جرم مي‌كند.
همداني: توجه داشته باشيد كه تا اينجا افرادي كه به‌عنوان شاكي خصوصي هستند هيچ شكايتي ندارند.
‌شما چطور بازداشت شدي؟ 
يك روز شخصي به من زنگ زد و گفت: مرا خانم X فرستاده مي‌خواهم براي مشاوره به دفتر شما بيايم، دفترتان كجاست، آدرس دفتر را دادم، گفت: من فردا چه ساعتي بيايم. گفتم: ساعت شش بعدازظهر. ساعت شش آمديم ديديم چهار نفر آنجا نشسته‌اند و موكل‌هايم را رد كردند و گفتند، از دادسراي تهران حكم داريم دفتر شما را بازرسي كنيم. گفتم: مي‌توانم حكم‌تان را ببينم نگاه كردم، گفتم: در ارتباط با پرونده پاليزدار است. گفت: نمي‌دانم. گفتم: چطور نمي‌دانيد؟ وقتي مي‌خواهيد تفتيش كنيد بايد يك خطي به شما بدهند. اينجا پرونده طلاق هست، پرونده خانواده هست. شما چه چيزي را مي‌خواهيد تحقيق كنيد. گفت: بله در مورد پرونده پاليزدار است. ديدم: زير همان نوشته كه نامبرده تحت‌الحفظ دستگير شود و در صورت استنكاف برخورد شود. رفتيم خانه‌ام را هم گشتند.
‌كلا چند روز بازداشت بوديد؟ 
22 روز.
‌آن مدت وكيل داشتيد؟ 
بله! آقاي رمضان حاجي‌مشهدي. من قبل از اينكه ايشان را بشناسم ديدم در روزنامه‌ها نوشته كه حاجي‌مشهدي وكيل تسخيري دانشگاه پلي‌تكنيك شده و بعد ديدم كه هيچ كاري هم براي آنها نكرده. بعد از اينكه پاليزدار را گرفتند، ديديم كه وكيل ايشان آقاي رمضان حاجي‌مشهدي است و مصاحبه ايشان را با روزنامه‌ها مي‌خوانديم. در زندان كه بودم حدود روز پانزدهم، رييس بند گفت: آقاي عطار اين فرم وكالتنامه را امضا كن، يكي ديگر از دوستانم به نام آقاي حسين گودرزي همراه با آقاي همداني از قبل وكيل من بودند.
‌آقاي پاليزدار چند وقت بعد آزاد شد؟ 
10ماه بعد از انتخابات آزاد شد.
‌كلا پاليزدار چند سال زندان بود؟
خودشان مي‌گفت بالاي 9 ماه انفرادي بود.
‌يعني تنها بود؟
مدتي تنها بود و مدتي هم با دو، سه نفر ديگر.
‌كيفرخواستي كه براي شما صادر شد مبني بر چه اتهام‌هايي بود؟
چهار اتهام. نگهداري اسناد طبقه‌بندي شده، مشاركت در سرقت اسناد طبقه‌بندي شده با پاليزدار و مشاركت در تشكيل باند. در كيفرخواستي كه براي ما صادر شده بود سه نفر نماينده مجلس هم بودند. براي آقاي دهقان در همان مرحله دادسرا منع تعقيب صادر شد و آن دو نفر ديگر را مجرم اعلام كرد.
پرونده قاعدتا بايد به دادگاه عمومي كيفري مي‌رفت. دادستان گفت چون دو نماينده مجلس، متهم اين پرونده هستند، رسيدگي به جرايم نماينده مجلس و وزرا بايد در كيفري استان با حضور سه قاضي انجام گيرد.
‌ بعد جلسات دادگاه تشكيل شد؟
پشت سر هم از 17 تا 24 اسفند جلسات برگزار شد. سه، چهار روز اول، آقاي ارمغان وكيل آقاي پاليزدار از او دفاع مي‌كرد.
‌ آن موقع پاليزدار زندان بود؟
بله!
‌روحيه‌شان چطور بود؟
خوب بود، مي‌گفت اگر نتوانستم حرف‌هايي را كه مي‌زنم، اثبات كنم بعد مرا فلان كنيد يا مي‌گفت دكترايم جعلي نيست.
‌ بعد چه شد؟
بعد ايشان رفت زندان. ما هم كه با قرار آزاد بوديم و سه، چهار ماه گذشت تا اينكه انتخابات برگزار شد.
‌همه با قرار آزاد بوديد؟
بله، انتخابات كه برگزار شد، يك هفته بعد پاليزدار آزاد شد.
‌ چه زماني حكم‌تان را دادند؟
5/3/88 ولي 30/3/88 به ما اجازه رويت حكم دادند. پاليزدار 10سال، ترابي سه سال و بقيه هم دو سال به زندان محكوم شدند. قائمي‌نسب هم به بدل از حبس نزديك 700 هزار تومان جريمه محكوم شد.
‌بعد پاليزدار به 10 سال زندان محكوم شد؟
بله! قاضي من را از سه اتهام تبرئه كرد فقط براي نگهداري اسناد دو سال حبس داد.
‌متهمان چه كساني بودند؟
همداني: متهمان به شرح اين افراد بودند: 1- آقاي عباس پاليزدار 10 سال 2- جواد ترابي سه سال 3- آقاي سعيد آجيلي 4- آقاي خجسته 5- آقاي پيمان حاج‌محمود عطا 6-آقاي حسين رضا‌خواه 7-آقاي محسن قائمي‌نسب
8-آقاي علي پاليزدار 9- آقاي مهدي حسني (برادرزنش) 10- آقاي كامران 11- آقاي دهقان 12- خانم فاطمه آجرلو.
‌ بعد آنجا از خودتان دفاع كرديد و حكم رفت براي تجديد‌نظر؟
حكم براي تجديد نظر رفت شعبه 21 و همه را تبرئه كردند به جز پاليزدار، ترابي و آجيلي.
‌ ترابي و آجيلي چند سال حبس داشتند؟
ترابي سه سال، آقاي پاليزدار هم شد شش سال.
‌بعد چه شد؟
همداني: بعد از آن پرونده ما به خاطر شكايت‌هايي كه از قضات پرونده و بازپرس دادستان كرده بوديم رفت به دادسراي انتظامي قضات.
‌ ما تا اينجا رسيديم كه احكام رفت براي تجديدنظر و حكم زندان براي سه نفر صادر شد آن سه نماينده هم به دادگاه تجديدنظر شكايت كردند؟
همداني: آن دو نماينده نمي‌روند به دادگاه در نتيجه رأي بدوي‌شان صادر و برايشان ارسال شد، منتهي به آنها ابلاغ نشد. چون هيات‌رييسه مجلس از امضاي خودداري مي‌كرد. يك سال پرونده همين طور ماند، در آخر همين – دو، سه ماه پيش – دو نفرشان واخواهي كردند و واخواهي‌شان پذيرفته شد و تبرئه شدند.
‌ حكم چه زماني نهايي شد؟ 
ارديبهشت 89.
‌ چرا تا الان اجرايي نشده بود؟ 
همداني: اين پرونده به خاطر شكايتي كه شده بود به دادسراي انتظامي قضات رفته بود و نمي‌شد حكمش اجرايي شود.
‌چه كساني شكايت كردند؟
من، آجيلي، ترابي، رضاخواه و قائمي‌نسب.
‌ پاليزدار چطور؟
چند بار هم به ايشان گفتيم ولي شكايت نكرد
‌بعد به اينجا رسيديد كه الان حكم اجرا شده است؟
نسبت به جواد ترابي و پاليزدار حكم اجرا شده و نسبت به سعيد آجيلي هم مي‌خواهند حكم را اجرا كنند ولي هنوز پيدايش نكرده‌اند.
‌يعني متواري است؟
حتما متواري هستند.
‌بعد به اينجا رسيديد كه آقاي پاليزدار را احضار كردند تا حكم اجرا شود. شما وكيل پاليزدار هم هستيد؟ 
همداني: بله، وكيل سه نفرشان هستم. انصافا اجراي احكام و دادستاني در اين مدتي كه بنا بود ايشان دستگير شود، همكاري و دلسوزي خوبي داشتند. آقاي جعفري. دولت‌آبادي، دادستان تهران، اخلاق را به‌شدت رعايت مي‌كردند. حتي وقتي گفتيم، پاليزدار مشكلات بدي دارد گفت: مدارك پزشكي داريد؟ چون ايشان هم پرونده پزشك قانوني‌اش در كرج بود (چون در زندان رجايي‌شهر بود) از آنجا استعلام مي‌كنند و آنجا هم مي‌گويند: بله ايشان سابقه جبهه و جنگ دارد و فعلا براي شش ماه تحمل كيفر را ندارد. باز دوباره اين گواهي پزشك‌قانوني رفت و بررسي شد و خودشان هم استعلام كردند تا اينكه اعتبار گواهي تمام شد. و بايد نامه مجدد مي‌گرفتيم. اينجا بود گفتند كه به پاليزدار بگوييد ما بايد خودشان را ببينيم و گواهي لازم را هم بياورند.اما پاليزدار مي‌گفت، اگر خودش را معرفي كند بايد برود زندان. از آن طرف هم قول داده بودند كه ما دستور رهبري مبني بر معادل‌سازي هر روز انفرادي برابر با 10 روز زندان عادي را براي تو مي‌گيريم.
‌دنبال چه نامه‌اي بوديد؟
نامه معادل‌سازي انفرادي با حبس عادي بر اساس يك روز 10 روز.
‌مگر طبق آيين دادسراي كيفري در قانون چنين چيزي داريم.
نه نداريم.
‌وقتي اين‌طور ماده‌اي در كتاب قانون نيست چرا دنبالش مي‌گرديد؟
همداني: حكم حكومتي رهبري است. وقتي رهبري يك دستوري در اين باره مي‌دهند ما به نفع متهم حتما استفاده مي‌كنيم.
‌ چرا آنها به برائت پاليزدار رأي ندادند؟
خيلي تخفيف دادند. يك مرتبه كه نمي‌توانستند تبرئه‌اش كنند ولي من استدلالم اين است كه آجيلي و ترابي را به همان دلايلي كه ما را تبرئه كردند هم بايد آنان را تبرئه مي‌كردند.
‌الان آجيلي و ترابي چه مدت بايد در زندان مي‌ماندند؟
دو و سه سال.
‌چقدرش را زندان بودند؟ 
نصفش را.
‌مگر طبق قانون اگر نصفش را بروند نمي‌توانند آزاد شوند؟
بايد بروند و يك مدتي كه گذشت، تقاضاي آزادي مشروط بدهند.
‌ اگر نصف بگذرد شما اين اقدام را مي‌كنيد؟
بله!
‌‌الان شما اقدامي انجام داده‌ايد؟
همداني: ما الان سه، چهار راه داريم. يكي تقاضاي اعمال ماده 18 كه داريم انجام مي‌دهيم؛ يعني اعاده دادرسي از طرف رييس قوه‌قضاييه. دوم، اعاده دادرسي است كه خودمان انجام مي‌دهيم كه به عنوان يك فرد عادي شكايتي است كه عليه قضات و بازپرس پرونده كرديم و بعد هم پيگيري نامه.
واقعيت اين است كه پاليزدار تحمل حبس و كيفر را ندارد و تقاضاي آزادي‌اش را دارم.
‌ آيا رابطه‌اي بين فهرست آقاي احمدي‌نژاد از مفسدان! با اسامي پاليزدار بود؟ پاليزدار اين اسامي را در اختيار ايشان گذاشته بود؟
يك نسخه از دي‌وي‌دي را به احمدي‌نژاد داده بود. در جلسات دادگاه، آقاي پاليزدار گفت: من يك نسخه از اين دي‌وي‌دي را دادم به آقايان رييس‌جمهور ، حدادعادل دادستان‌كل كشور و وزير اطلاعات.
‌ اميدوار هستيد پاليزدار آزاد شو؟.
بله.
‌ دو متهم ديگر چطور؟
همداني: اميدوارم به زودي ايشان به خاطر وضعيت پزشكي‌اش آزاد شود.
‌ الان چه كسي شاكي آقاي پاليزدار است؟
خيلي از كساني كه به آنان اتهام زده شده.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s