هتک حرمت و کشف حجاب عروس خانواده طالقانی توسط مامورین لباس شخصی

منتشرشده: ژوئن 2, 2011 در news

هتاکی ها به سرکار خانم امانی تا حدی شدید و تاسف بار بوده است که مامورین لباس شخصی چادر و روسری از سر ایشان کشیده و شروع به فحاشی و ضرب و شتم ایشان نموده اند.تحول سبز

عصر امروز و در مقابل مسجد حجت ابن الحسن در خیابان سهروردی شمالی تهران محل برگزاری مراسم ختم سحابی ها نیروهای حکومتی ایران به شدت با خانم امانی عروس پروین طالقانی برخورد کرده و به وی تعرض نموده اند. شدت برخورد با ایشان به حدی بوده است که مامورین لباس شخصی چادر از سر ایشان کشیده و نسبت به خود و خانواده ایشان فحاشی نموده اند.

عصر امروز و مقابل مسجد حجت ابن الحسن واقع در خیابان سهروردی شمالی با تمامی شرکت کنندگان برخورد شده و برخی نیز مورد ضرب و شتم و هتاکی قرار گرفتند.

بر اساس گزارش رسیده سرکار خانم امانی ( عروس پروین طالقانی ) به شدت مورد هجوم و هتاکی مامورین امنیتی و لباس شخصی قرار گرفته است.

خانم امانی که به جهت حضور در مراسم مهندس عزت الله سحابی و شهید هاله سحابی در محل مسجد حجت ابن الحسن واقع در خیابان سهروردی شمالی حاضر شده بود با برخورد بسیار زشت و فحاشی های بسیار تند و رکیک از سوی مامورین امنیتی و لباس شخصی مواجه شده است.

گزارش ها حاکیست، هتاکی ها به سرکار خانم امانی تا حدی شدید و تاسف بار بوده است که مامورین لباس شخصی چادر و روسری از سر ایشان کشیده و شروع به فحاشی و ضرب و شتم ایشان نموده اند.

گفتنی ست، مامورین لباس شخصی و گارد ویژه با حضور در مسجد مانع از برگزاری مراسم ختم شده بودند.

 

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. مرتضی آقامحمدی می‌گوید:

    درمانِ این دردِ مشترک: چگونه بر ددمنشِ خون آشام و دزد و ظالم و خاین و بی رحم و بت (پول/قدرت) پرست رژیمِ آخوندها غلبه کنیم
    ===
    شهیدِ راهِ آزادی و وطن، هاله سحابی که (پس از مرخصیِ موقّتی از زندان آنهم تنها پس از به حالِ اغماء افتادنِ آزاده پدرش مهندس عزت الله سحابی) بر سَرِ مراسمِ خاکسپاریِ پدرش، به علت ضرب و شتم و حملۀ وحشیانۀ افسرِ «نیرویِ انتظامی» به شهادتِ در راهِ آزادی و استقلال و مبارزه با سیاهترین نوعِ ظلم ( دیکتاتورِ «دین»ی) نایل شد. مردم، تو سری خوردن و در ترس و با ظلم و لقمه نانی نان در آوردنِ آغشته با خون و حقارت و دروغگویی و تو سری خوری تاکِی؟ خاک بر سَرِمان اگر در سوراخِ نکبت و ترس و حقارت باقی بمانیم. بلند شویم. نگاه کنیم به کشورهایِ عربی ایکه (تا مدتی زیاد به شجاعت و ظلم ستیزیِ ما غبطه میخوردند) بلند شده اند و چندین ماه است که مداوماً، علی رغمِ سرکوبّ به مراتب/هزارها برابر وحشیانه تر، هر روزه به خیابانها میریزند. مرگ یک بار شیون یک بار. تمامِ دنیا منتظرِ برخیزشمان است تا به پشتیبانی امان بیایند. درمان را با بالا پیچیده شده نسخه آغاز کنید. آخوندها موقعِ مرگتان فرا رسیده. یا با زبانِ خوش حکومت را به مردم باز میگردانید (کنار میروید) و یا به فجیع ترین وجه کشته خواهید شد و روانۀ جهنم خواهید شد. شماها نه دین دارید و نه وجدان و نه شرف. شماها ضدّ خدا و پیغمبرانش هستید. ولایت فقیه شِرکِ بر خداست. دلیلش صبر کردنِ علی (پس از فوتِ پیامبر) است که تا وقتیکه مردم برنگزیدنش خودش را به مردم تحمیل نکرد. وی کسی نبود که در صورتِ روی نیاوردنِ مردم به وی خودش را به مردم تحمیل نماید. آیت الله منتظری اعلامِ جهاد علیهِ ای رژیم داد و به همین خاطر بود که کشتندش

  2. مرتضی آقامحمدی می‌گوید:

    درمانِ این دردِ مشترک: چگونه بر ددمنشِ خون آشام و دزد و ظالم و خاین و بی رحم و بت (پول/قدرت) پرست رژیمِ آخوندها غلبه کنیم

    درمانِ ترس: زنده کردنِ آخوند کشی است. چرا؟ چون آخوندها بر حسبِ تاکتیک «النّصر بالرعب» — «نیلِ به پیروزی از راهِ ایجادِ ترس و وحشت و ارعاب از ظالم-قدرتِ ناحق» — است که سگهایشان (پاسدار/بسیج/لباس شخصی/بازجو/…) را به جانمان انداخته اند. در حقیقت از ترسِ بیهوده است که بَرِمان سوارند. پس از مرگِ کورش و مرگِ مرموزِ کمبوجیه (پسرِ بزرگِ کورش که پس از فتحِ صلح آمیزِ مصر از مصر بازگشته بود) و کشتنِ بردیا دیگر پسرِ کورش) توسطِ مغ ها («روحانیانِ آن زمان که پس از قبولِ زرتشتیت آنرا همانندِ آخوندهایِ این زمان تحریف کرده بودند و تا پیش از حکومتِ کورش مردم را [همانندِ آخوندهایِ کنونی] چپاول میکردند و ملاشاهی بر قرار کرده بودند)، دوباره بر گردۀ مردم سوار شدند و ملاشاهی برقرار کرده بودند — وضعیتی همانندِ دورۀ ساسانیان — که داریوش قیام کرد و بساطشان را بر چید. نفرتِ مردم از آخوندهایِ آن زمان به حدّی رسیده بود که، هر ساله (تا چندین سال)، مردم در سالروزِ قیامِ (آزادی بخشِ) داریوش، به شکارِ مغ/»روحانیان» میرفتند و به طرزِ فجیعی میکشتندشان. این جشن را مردم عیدِ مغ/آخوند کشی نامیده بودند. ما هم می باید برایِ غلبه کردن بر ترسِ بیهوده امان (ترس برادرِ مرگ و در ذلت زیستن است — طلم پذیر نیز جهنمی است) و برایِ خنثی کردنِ (برگرداندنِ تاکتیکِ آخوندها به خودِشان) تاکتیکِ «النصر بالرعب»، می باید شروع کنیم/دست بزنیم به آخوند کشی تا آخوندها بفهمند یک من ماست چقدر کره دارد — که این وضعیت نمیتواند ادامه یابد. مردم سگهایِ آخوندها و خانواده و کسانیکه از قِبَلِ پولِ سرکوب کردنِ مردم بهره می برند را شناسایی کنید و اخطار به درون خانه هاشان بیندازید و تهدیشان کنید که مرگشان/کشتارشان نزدیک است. مردم بدانید که بت (قدرت/پول/مقام) پرست آخوندها فقط این زبان را میفهمند. اعتیادشان به مفتخوری و دزدیهایِ از بیت المال آنچنان شدتی دارد که جز با نشان دادنِ قهر و خشمتان بهِشان از این خواب بیدار نمیشوند. عیدِ آخوند کشی را می باید زنده کنیم. چاره ای نداریم. و الّا اینان ایران را به فقرِ آفریقایی دچار خواهند کرد. موقعیت برایِ قیام از این بهتر پیدا نمیشود. فعلاً انداختنِ اخطارِ کشتنشان را در محل هایی که زندگی میکنند/رفت و آمد میکنند بیندازید. مرگ بر آخوند. درود بر استقلال، آزادی، دولتِ جمهوریِ ایران (دولتی بدونِ هیچگونه تبعیض و رسمی مذهب).

  3. مرتضی آقامحمدی می‌گوید:

    درود بر امواج خروشانی که از پس این جنایت هولناک پیکر فرسوده و سراپا

    تعفن ولایت مطلقه فقیه را پاک و به پایمردی، همبستگی و همدردی خود بر فراز همه

    تنوعات فکری و عقیدتی از صحنه زندگی مردم ایران به زباله دانی تاریخ چندین صد ساله

    دین مداری قشری و دولتمداری

    علی اصغر حاج سید جوادی:مردی که بر سر ایمان خود هرگز نلرزید ـ دختری که خونش هرگز پایمال نخواهد شد
    خودکامه پرتاب خواهند کرد

    « باور کردنی نیست، اما واقعیت است »

    برای بیان فاجعه، کلمه و لغت و جمله یارای انعکاس آن چه را که در ما فی الضمیر نویسنده از مقدار نامردمی و بی غیرتی و زبونی و رسوایی بانیان و مزدوران این فاجعه می گذرد، ندارد؛ زیرا فاجعه در آن سو آن چنان هولناک و و حشت آور است و بی غیرتی و لشی و زبونی در این سو آن چنان از میزان عادی و معتاد خود در آداب و سلوک یک استبداد مطلقه می گذرد که باور کردنی نیست؛ اما واقعیت است. برای بیان فاجعه، کلمه و لغت و جمله یارای انعکاس آن چه را که در ما فی الضمیر نویسنده از مقدار نامردمی و بی غیرتی و زبونی و رسوایی بانیان و مزدوران این فاجعه می گذرد، ندارد؛ زیرا فاجعه در آن سو آن چنان هولناک و و حشت آور است و بی غیرتی و لشی و زبونی در این سو آن چنان از میزان عادی و معتاد خود در آداب و سلوک یک استبداد مطلقه می گذرد که باور کردنی نیست؛ اما واقعیت است.

    واقعیت آن جایی است که نظامی که به ادعای خود تکیه اش بر«

    چرا از جسد مهندس سحابی و از اجتماع مردم «

    مهندس سحابی به قول خود به نوگرایی در دین معتقد بود اما با حاکمیت دین و مطلقیت احکام دینی در اداره امور مملکت موافق نبود و در اثر همین افتراق و فاصله بین او و همفکرانش با طرفداران فقه و حاکمیت بر اساس فقه تشیع به رهبری خمینی بود که در راه ابراز مخالفت به زندان دوستان و همفکران سابق خود در مخالفت با استبداد و فساد شاه و دولت او افتاد؛ به قول خود او دشمن اگر تاب تحمل دشمن خود را داشته باشد اما هرگز تاب تحمل رقیب خود را نخواهد داشت؛ به گفته خودش رفقای سابق او که اکنون به حاکمیت مطلقه رسیده اند گروه او و همفکرانش را به خاطر ایمان مذهبی، رقیب خود و نزدیک تر به فرهنگ و اعتقادات مردم می دانستند تا دشمنان غیر مذهبی و طرفداران نظام عرفی.

    به همین جهت رفتار بازجویان و زندانبانان مهندس سحابی در شکستن شخصیت او میزان بی شرمی و بی اخلاقی و نامردمی را به آن حد رساند که پس از مدت ها ممنوعیت ملاقات با خانواده اش در زندان ؛ او را با زیر شلواری کوتاه و پاها و بدن لخت به کنار استخری برای دیدار از فرزندانش آورند و استمرار در بی شرمی و وقاحت اخلاقی را به جایی می رسانند که حتا پس از آزادی، هر چند مدت او را در جهت ادامه تحقیر شخصیت او احضار می کردند و این گونه او را چنان به ستوه آورده بودند که ناچار با انتشار نامه ای خطاب به مقامات قضایی اعلام کرد که اگر بار دیگر او را احضار کنند همه آگاه باشند که او با قبول تبعات و عوارض آن دیگر به این احضارها نخواهد رفت.

    مهندس سحابی سرانجام به دنبال رنج های حاصل از سرخوردگی فکری و آرمانی و دردهای جسمی و روحی خود در بستر بیماری چشم از دنیا می بندد و نظام حتا آزادی انجام مراسم سنتی را نیز از ترس اجتماع مردم به خانواده او ممنوع می کند.

    درود به روان مردی که بر سر ایمان خود هرگز نلرزید و استبداد در عقیده و وجدان را برنتابید؛

    درود بر زنی که خون پاکش به همت پایمردی طرفداران آزادی و عدالت و مردم سالاری هرگز پایمال نخواهد شد؛

    درود بر امواج خروشانی که از پس این جنایت هولناک پیکر فرسوده و سراپا تعفن ولایت مطلقه فقیه را پاک و به پایمردی، همبستگی و همدردی خود بر فراز همه تنوعات فکری و عقیدتی از صحنه زندگی مردم ایران به زباله دانی تاریخ چندین صد ساله دین مداری قشری و دولتمداری خودکامه پرتاب خواهند کرد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s