بایگانیِ مه, 2011

منتشرشده: مه 31, 2011 در news

مریم زندی – نهم اردیبهشت ماه همزمان با سالروز تولد نسرین ستوده و عبدالله مومنی، فعالان جنبش زنان از جمله فعالان کمپین یک میلیون امضا، مادران صلح و مادران عزادار(پارک لاله) و اعضای کانون وکلا با خانواده های این دوفعال جنبش زنان و دانشجویی دیدار کردند و سالروز تولد آنان را گرامی داشتند.تعییر برای برابری

در این دیدار «فاطمه آدینه وند» همسر عبدالله مومنی خبر از ملاقات خود با همسرش را داد و گفت : امروز دوشنبه كه با گل و شيريني براي تولد مومني به ديدار او رفتم. خيلي اصرار داشت كه حتما گل را پنهان كنم و كسي در زندان متوجه نشود كه تولدش است. عبدالله تاکید داشت كه حتما به اين جا بيايم و تولد خانم ستوده را به خانواده او تبريك بگويم و آرزو كرد كه سال ديگر همه گي در كنار هم این روز را جشن بگيريم.

خانواده این زندانی جنبش زنان با امید به آزادی هر چه سریعتر نسرین ستوده، این دیدارها را باعث دلگرمی خانواده زندانیان دانستند. موسی خندان در این جمع گفت: «كسي كه داخل زندان است، به پشتوانه معنوي دوستانش امكان استقامت می یابد. اين روحيه تك تك دوستان باعث صبر و استقامت ايشان شده است.»

 

رضا خندان همسر نسرین ستوده درباره دادگاه نسرین درکانون وکلا توضیح داد و گفت :« به پرونده نسرين به دليل اين كه از محتويات پرونده نه خود او و نه وكيلش مطلع نبودند فعلا رسیدگی نشده است و بعد ازاینکه محتویات پرونده در اختیار آنها قرار بگیرد به این پرونده رسیدگی خواهد شد». مادر رضا خندان که چند ماهی به یاری پسرش و بچه ها شتافته است ارزو کرد که نسرین زودتر به خانه اش برگردد.

 

در این جمع صمیمی با آنکه این دو فعال سخت کوش جنبش های مدنی حضور نداشتند اما سخن درباره آنان و تلاش هایشان فراوان بود. هریک از حاضران جای خالی آنان را با بیان گوشه ای از مشاهدات یا تجربیات شان از روش، منش و فعالیت این دو زندانی مدنی ایران پر کردند.

زهره تنكابني، فخری شادفر، ناهید جعفری، جلوه جوهری، ناهید کشاورز، مینو مرتاضی، ژیلا بنی یعقوب، دلارام علی، فریده ماشینی، مریم زندی، رها عسگری زاده، گیتی ستوده، حامد توسلی، آرش نصیری،منصوره بهکیش، رزا قره چولو، هر یک سخنانی را درباره نسرین ستوده و تاثیر مقاومت او گفتند.

در پایان این دیدار نیما و مهراوه فرزندان نسرین ستوده کیک تولد او را بریدند.

عکس : رها عسگری زاده

بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» صبح امروز 2 نفر از زندانیان بند 1 زندان گوهردشت کرج جهت اجرای حکم اعدام به زندان اوین منتقل شدند.

روز سه شنبه 10 خرداد ماه حوالی ساعت 09:00 از سلول 24 سالن 1 بند1 زندان گوهردشت کرج دو زندانی هموطن بلوچ را برای اجرای حکم ضدبشری اعدام به زندان اوین منتقل کردند.نام دو زندانی که امروز از بند 1 زندان گوهردشت کرج جهت اجرای حکم اعدام به زندان اوین منتقل شدند عبارتند از؛

1 محمد ریگی 40 ساله او در سال 1385 در بزرگ راه خلیج فارس تهران دستگیر شد هنگام دستگیری مامورین نیروی انتظامی بسوی آنها شلیگ کردند که وی را از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت. نیروی انتظامی در جریان شلیک بسوی آنها منجر به قتل یک عابر بی گناه شد و در حدود 7 نفر از عابرین زخمی شدند . علیرغم اینکه در تحقیقات مشخص شد که عابر کشته شده و زخمی شدگان توسط گلولها نیروی انتظامی مورد اصابت قرار گرفته اند. ولی کشته و زخمی شدگان عابرین را به آنها نسبت دادند. او به مدت 5 ماه در آگاهی شاهپور تهران مورد شکنجه های وحشیانه قرار گرفت و برای گرفتن اعتراف از او اقدام به فرو کردن چوب در زخم آنها می نمودند. در حالی که در زمان دستگیری هیچگونه مواد مخدری نداشتند آنها را به اتهام حمل مواد مخدر و درگیری با نیروهای انتظامی و قتل توسط صلواتی قاضی مرگ به 2 بار اعدام محکوم شدند.

2_زندانی عبد الحمید ریگی 36 ساله پسر خواهر آقای محمد ریگی است که همزمان با دائی اش دستگیر شدند. او در حین دستگیری مورد اصابت گلوله نیروی انتظامی از ناحیۀ پا قرار گرفت و از زمان دستگیری تاکنون در بند 1 زندان گوهردشت کرج بسر می برد.

این 2 زندانی همراه با تعداد دیگری از زندانیان قرار است که روز چهارشنبه حکم ضد بشری اعدام آنها در زندان اوین به اجرا در آورده شود.

رژیم ولی فقیه برای ایجاد رعب و وحشت در میان جامعه و برای سرپوش گذاشتن به جنگ قدرت بین علی خامنه ای و احمدی نژاد که در جریان است در هفته های گذشته به شکل غیر قابل تصوری موج اعدام ها را در ایران گسترش داده است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،موج لا ینقطع اعدام در ایران را به عنوان یک جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از دبیر کل،کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی برای متوقف کردن کشتار در ایران خواهان دخالت بلادرنگ آنها می باشد.

فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران

10 خرداد 1390 برابر با 31 می 2011

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

گزارشگر ویژه شکنجه سازمان ملل

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

 

بیش از هزار نفر از فعالین حقوق بشر، دانشجویی و شهروندان غیربهایی با امضای طوماری خواستار بازگرداندن حق تحصیل به شهروندان بهایی و بازگشت آنان به دانشگاه های کشور شدند.کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی

متن این طومار و اسامی امضا کنندگان آن به شرح زیر است:

او هم مانند من شهروند این کشور است، یک انسان ایرانی بهایی.

او به چیزی معتقد است که من نیستم اما هیچگاه نشده که مرا با عقایدش بیازارد، کاری که سالهاست در حق او می شود. محرومیت بهاییان از حقوق شهروندی درد است.

دردی که سال هاست سرزمین مرا فراگرفته و امروز بیشتر و بیشتر شده است. با شنیدن خبر دستگیری مدیران دانشگاه مجازی بهایی متاثر شدم و متاسفم که این اتفاق رخ داده است. اگرچه خود ما نیز آنقدر که باید و شاید در دانشگاه هایمان آزادی نداریم، اما سلب حق تحصیل از هموطنانمان، فقط به دلیل بهایی

 

بودن چیزی نیست که بتوان ساده از کنار آن عبور کرد.

 

سال هاست هموطنان بهایی ما حق تحصیل در دانشگاههای سراسری کشور خود را ندارند. چندی بود که با همت و تلاش خودشان یک دانشگاه مجازی تشکیل داده بودند و به علم آموزی به سایر بهاییان محروم از تحصیل می پرداختند، که چند روز پیش اعضای فعال این دانشگاه دستگیر شدند.

 

این محرومیت ها برگ سیاهی است در تاریخ سی ساله ی گذشته ی ایران که فرزندان خود را اینگونه میزبانی می کند..

 

اگرچه من هم دین او نیستم ولی هر دو انسانیم و هر دو ایرانی. هیچ کس این حق را ندارد به خاطر اختلاف عقیده هموطن خودش را از حق زندگی و تحصیل در سرزمین مادری اش محروم کند، که یا بماند؛ اینطور سی سال به دنبال حق سلب شده اش باشد و روز به روز با مشکلات بیشتری دست و پنجه نرم کند یا از این کشور برود، فشار روحی و مالی را تحمل کند، استعدادش را در جای دیگر شکوفا کند و از وطن فقط خاطره ی تبعید را به یاد بیاورد.

جای آن ها سی سال است که در پشت میز و نیمکت های دانشگاه ما، خالی است.

من به عنوان یک غیر بهایی می خواهم که حق تحصیل بهاییان را به آنها برگردانید، این حق مسلم آنهاست.

ابراهیم مهتری، ابراهیم موج، پویا جهاندار، احسان آغاسیان، احسان تقوایی، احسان خواجه نصیب، احسان شفقت، احسان محمد پور، احسان نجفی، احسان یاری، احسان یزدی، احسن رضایی، احمد آزاد، احمد باطبی، احمد سلطانی، احمد قدیری، احمد مدادی، ادریس عبدی، آذر صدیقی، ارژنگ علی پور، ارژنگ نادری، آرش نراقی، ارغوان مباشر، آریا سعدابادی، اسرین اسکندری، اسکندر فخیمی، اسماعیل جهانشاهی، اشکان خراسانی، اشکان مسیبیان، اشکان منفرد، اصغر برزو، افخم داویس، افراسیاب گرامی، افسانه خلیل زاده، افسانه مجیدی، افسون امینی، افسون ایرانی، افسون وزیری، افشین پارسی، افشین داوودی، افشین حسام، اقبال اقبالی، اکبر رضایی، البرز دماوندی، الناز آقایی، الناز شیروانی، الناز کیان، الهام ثابتیان، الهام مرادی، الهام ملک پور، الهام میزبان، الهام نعمتی، الهه پوستفروش، الهه صدر، الهام اسفندیاری، امجد حسین پناهی، امید ابراهیمی، امید نبی پور، امیر ارسلان مانی، امیر پارسی، امیر جابری، امیر حسین بابایی، امیر حیاتی، امیر رشیدی، امیر سپهری، امیر علیزاده، امیر کلهر، امیر نژادیان، امیرعلی حسین زاده، امیرعلی فصیحی، امیرمحسن محمدی، امین ریاحی، امین کیائی راد، امین گنبدی پور، اندیشه جعفری، انور همه سور، انوشه سورن، انیس فردوسیان، اهورا رضایی، اویس اخوان، ایرج آزادی، ایرج رومیانی، ایرج کهریزی، ایلیا ملکوتی، ایمان یاری، ایمان رحمت پناه، ایوان سلطانی، آتی الوین، آتی قدسی، آذر زند، آذر شاکر، آذر کریمی‌، آذر یداللهی، آذرخش کهرام، آذرمیتا پارسی، آذین ایزدی فر، آراس نویدی، آرام آرامی، آرام فیلی، آران خسروی، آران کسروی، آرتمیس میلانی، آرتیمان خلوصی، آرزو اسدیان، آرزو امانی، آرزو امینی، آرزو رنجبر، آرزو سلطانی، آرزو شیخ الاسلامی، آرش اعظمی، آرش اعلم، آرش امیرخانی، آرش بهمنی، آرش خوزی، آرش فتاحی، آرش کمانگیر، آرش محمدی، آرش نصیری اقبالی، آرش هدایتی فر، آرش یاحقی، آرمان اسماعیلی، آرمان سالمی، آرمین عبداللهی، آرمین یار حسینی، آرنوش ازرحیمی، آریا حسینی، آریا شهیدی، آریا علوی، آریز اندریاری، آرین خلیقی، آریو برزن محمدی، آزاد آزادمنش، آزاد مرادیان، آزاد مستانی، آزاد مه وری، آزاده اسمعیلی، آزاده دواچی، آزاده سلیمانی، آزیتا ذاکری، آزیتا سیدی، آزیتا نوحی، آسو پیروتی، آسو صالح، آسیه امینی، آلاله حبیبی، آلان حبیبی، آنا قریشیان، آناهیتا ابراهیمی، آناهیتا بابلی، آیدا ابروفراخ، آیدا بهزادی، آیدا سعادت، آیدا قجر، آیدین بلالی، آینده آزاد، بابک جمالی، بابک دقت، بابک علیخانی، بابک قضوهی، باربد رحیم زاده، بختیار مصطفى قادر، بدیع ثابت، بلال مرادویسی، بنفشه جمالی، بنفشه حق پرست، بنیامین ناصری، بهادر عبدی، بهار ایرانی، بهار حقیقی، بهار وحدت، بهارک اعتمادی، بهاره افقهی، بهاره نیکروش، بهرام ابراهیمی، بهرام اسماعیل بیگی، بهروز هدایتی، بهزاد ترابی گودرزی، بهزاد مطهری، بهزاد مهرانی، بهزاد مهرداد، بهمن آزمایی، بهمن ذبیحی، بهمن سلطانی، بهمن کوهی، بهمن محمدی، بهناز بصیری، بهناز مهرانی، بهنام امینی، بهنام ایرانی، بهنام بردوئی، بهنام سار، بیژن رضاییی، بیان هدایتی، بیانه نیک پور، بیژن شیبانی، بیژن فتاحی، پارسا دیبا، پارمیدا هدایتی، پبمانه سهراب، پدرام پور نیا، پدرام طالبی، پروانه عسکریان، پرویز مختاری، پرویز میرمکری، پروین اخباری، پروین اردلان، پریسا حبیب پور، پریسا غفوری، پریسا کاکائی، پرستو مدی نژاد، پژمان قدرتی، پژهان مختاری، پوپک رئیس دانا، پوران اسمائیلی، پوریا پارسی، پویا عزیزی، پویا علاقه بند، پویا فهیم زاده، پیام رنجبر، پیمان تیموریان، تارا نجداحمدی، تارا نیازی، تارا وزیری، ترانه اسمائیلی، ترانه بیات، ترانه جمالی، ترنم اسمائیلی، تقی عطار، توران ناظمی، تورج کهریزی، تورج نعیمی، تینا طائب، تینوش ملکی، ثریا فلاح، ثمر موسویان نژاد، ثمینا قبادی، جاوید حداد، جعفر یگانه، جمال اسماعیلی، جمشید بهرامی، جمیل احمدی، جواد حیدری، چیمن حیاتی، حاج اکبر پریسایی، حامد توحیدی فر، حامد حسینی، حامد راد، حامد صادقی صفت، حامد عزیزی، حامد کریمی، حامد مائیلی، حامد منزه، حامد میرزایی، حامد نجفی، حبیب راسل، حبیب روحانی، حسن شریعتمداری، حسن رنجبر، حسن شادمانی، حسن عربزاده حجازی، حسن محمودی، حسن نایب هاشم، حسن نجاح، حسن هاتفی، حسنا نیکروش، حسین کمالی، حسین اقتداری، حسین اسدی نیا، حسین امیرفر، حسین آل یاسین، حسین توفیق، حسین رحمانی، حسین سلیمی، حسین علوی، حسین فلاح، حسین قنبری، حسین محمدی، حمید مافی، حمید جمشیدی، حمید حمیدی، حمید رضا مسیبیان، حمید صدر، حمید عباسی، حمیده نظامی، خاطره عبداللهی، خاطره مرادی، خاطره مهربان، خالد قبادی، خدیجه مقدم، خسرو تجربه کار، خسرو معاونی، داریوش خادمی، داریوش رجبیان، داریوش رضایی، دامون روزبه، دامون گل ریز، دانش باقر پور، دانیال جعفری، داود آزادفر، داود لطفی، داوود زمانی، داوود قربانی، درسیم اورامار، درین پورخلیلی، صادق سعیدی، آوات علی یار، کسری فرهانی، محمد حسن یوسف پورسیفی، دلبر توکلی، دلنیا رحیمزاده، دنیا اکبری، دنیا پروانی، دنیا راد، دیاکو مرادی، دیاکو ه‌ورامی، دیدار رحیم تبار، ذبیح موسوی، رادمهر بهرامی، رامتین گرین، رامش کیانی، رامیار کاردار، رامین امن گستر، رامین راد، رحمان جوانمردی، رحمان ذاکری، رحمت محمودیان، رحیم حبیبی، رخشنده اعظمی، رستم فرخزاد، رشید اسماعیلی، رضا احمدی، رضا انصاری، رضا آرایی، رضا روزبه، رضا سیاووشی، رضا عالمی، رضا عزیزی نژاد، رضا علی پور، رضا کریمی، رضا منوچهری، رضا نوری، رضا هیوا، رضوان مقدم، رها سالمی، رهام ایازپور، روحان پارسا، روحی سخنور، روزبه آریافر، روزبه عظیمی، روزبه فرامرزی، روزبه قاسمی، روفیا رمضانعلی، روناک کمالی، روناک نصیری، رویا بیاتی، رویا جزبانی، رویا ملکوتی، رویا میلانی، زانیار مرادیان، زاهد حنبلی، زاهد حنبلی، زهرا احسانی، زهرا نعمت اللهی، زهرا یوسفی، زهره حبیبی، زویا اسکندریان، زویا همدانی، زیبا نادری، زینب شادفر، زینب مظفری، ژاکین هابرت، ژاله قربان زاده، ژیلا جواهردوست، ژیلا گلشنی، ژیلا گلعنبر، ژیلا نعمت اللهی، ژینوس آینده داری، ساتین زاهدی، ساحل نعیمی، سارا ارجمند، سارا افشار، سارا آرتین، سارا جعفری، سارا حسینی، سارا خادم، سارا درخشش، سارا روشن، سارا سپهری، سارا سرابی، سارا صالح، سارا کاظمی، سارا میرباقری، سارا نامجو، سارا واردی، سارا ولدی، ساراحسینی، ساسان امجدی، ساسان هادوی، ساغر شمس الدینی، سالومه رحیمی، سالومه میری، سام شهدادی، سام محزب، سام مقدم، سامان عبدالله پور اصل، ساموئل قابل، ساناز اسفندیاری، ساناز ایرج منش، ساناز قاضی زاده، ساناز مهرشاد، سایه تیموری، سایه دادخواه، سپهداد کامیار، سپیدار فروزش، سپیده ایرانی، سپیده پورآقایی، سپیده دولتشاهی، سپیده یوسف زاده، ستاره ساجدی، ستایش سعیدی، سحر حاجی لو، سحر محمدی، سحر مهرشاد، سرور رجایی، سروناز شیرازی، سعید امان، سعید امینی زاده فرد، سعید باقری، سعید جلالی فر، سعید رحیمی، سعید ریاحی، سعید فیض، سعید قاسمی، سعید قاسمی نژاد، سعید کلانکی، سعید هاشمی، سلما سیف، سلی رسول زاده، سلیم نمک ابرودی، سلیمان چوکه‌لی، سمانه شاملو، سمیرا پوراندخت، سمیرا تنها، سمیرا کهریزی، سمیه ابراهیمی، سمیه اتوگری، سمیه رنجبر، سهبا مصلحی، سهند سماوی، سهیل پرهیزی، سهیل جاوید، سهیل حاتمی، سهیلا مرادی، سوده راد، سوده سلامی، سوران شریفی، سورن سیفی، سورنا ایمانی، سورنا حاجیان، سوسن رام، سوسن سیروسی، سوسن طهماسبی، سوسن محمدخانی غیاثوند، سوفیا صدیق پور، سولماز ایکدر، سونا ادیب، سونیا باقری، سونیا حاجی لو، سید امیر صفایی، سیمین رادمنش، سیامک کمان ابرو، سیاوش آرشام، سیاوش رضائیان، سیاوش مرادی، سیاوش مقصودیان، سیاوش یزدانی، سید ابراهیم نبوی، سید حسین حسنی، سید علی حسینی، سید مهدی معصومی، سید یاسر میردامادی، سیروان آرتین، سیروس مرادی، سیروس مسئله گو، سیما حسین زاده، سیما حسین زاده، سیما سپهری، سیمین باثما، سیمین تبیانیان، سیمین تبیانیان، سیمین صادقی، سینا اصلانی، سینا ایرانی، سینا بهلولی فر، سینا پورزند کریمی، سینا خادم، سینا فضلی، سینا کرمی، شادی یوسفیان، شاهد علوی، شبلان شایان، شبنم آذر، شبنم هدایتی، شراره ایزدی، شراره قناویزچیان، شرمین افشاری، شروین بشری، شعله ایرانی، شقایق توتونچی، شکوفه امین، شلیر فراهانی، شلیر باپیری، شلیر شبلی، شلیر مامندی، شمزین جهانی، شهاب الدین شیخی، شهاب یحیوی، شهرزاد سپانلو، شهرزاد گارسچی، شهریار سنگری، شهلا ابراهیمی، شهلا باورصاد، شهلا بهاردوست، شهلا زند، شهلا سپهر، شهلا شفیق، شهلا فرید، شهناز بیات، شهناز سهی، شهیار احدی، شهین الماسی، شهین پاکان، شهین محمودی، شهین میری، شوکا شامبیاتی، شوکت الملوک صالح زاده، شیدا نیکروان، شیدا نیکروان، شیبا شریفی راد، شیدا آزادی، شیرکو جهانی اصل، شیرین سهراب، شیرین فامیلی، شیرین قهرمانی، شیلا ابراهیمی، شیلا فرهنگ، شیلا فرهنگ، شیما شامبیانی، شینم ایقانی، شیوا خوشام، شیوا نوجو، صادق اسکندری، صادق رجب زاده، صادق سرابی، صبا واصفی، صبرا رضایی، صبری نجفی، صحرا ایرانی، صدف زارع، صفدر فیض، صفورا الیاسی، صهبا صفائی، صهبا مصلحی، صهبا یزدانی، صوفی فرهادفر، طاها زینالی، طاهره دهقان، طیبه عامری، عابد محمودی، عاطفه یوسفی، عباس جوادی، عباس دیلمی، عباس رحیمی، عباس رهبر، عبدالله رضایی، عبدالله نیک فرجام، عبدی روحانی، عبی تبایانیان، عدنا صنا، عرفان حسن پور، عشا مومنی، عطا آمون، عطا آیه، علی استاد ابراهیم، علی اشرف مهرانی، علی آرین، علی جلالی، علی فتوتی، علی فیض‌زاده، علی قلی زاده، علیرضا پرستو، علی یوسفی، علی احمد احمدی، علی احمدی، علی اخلاقی، علی اشرف مرادی، علی اصغر سپهری، علی اطلسی، علی بلند نظر، علی پایانی، علی‌ پوردرویش، علی تبیانیان، علی حسن زاده، علی حیدری، علی رحیمی، علی ریحانی، علی زیرک، علی سپاسی، علی سعیدی، علی شاکری، علی شرفی، علی شرفی، علی عبدی، علی فتاخی، علی فتح اللهی، علی فتحی، علی فرهادی، علی فروزان، علی قربان نژاد، علی قوچی، علی محمد محمدی، علی محمود محمد، علی مسلمی، علی مصلحی، علی معینی، علی نقوی، علی هنری، علیرضا بابازاده، علیرضا حسن پور، علیرضا خواجه ملک، علیرضا داستانسرا، علیرضا کاظمی، عماد سلامی، عماد ضیایی، عنایت کاتولی، غزال اسلامی، غزل شتابی، غزل هاشمی، فارس هدایت، فاضل شیرزادفر، فاطمه حسینی، فاطمه طباطبایی، فاطمه فدایی، فاطمه محمدی، فائزه هدایتی، فتانه هدایتی، فرانک درگاهی، فرانک عنصرودی، فرانک قربان اشرفی، فربد اسمائیلی، فربد مژدهی، فرح شیلاندری، فرح طاهری، فرحناز محمدی، فرخ امامی، فرخ فصیح زاده نائینی، فرداد گلشنی، فردوس حکیمی، فرزاد پورمرادی، فرزاد چنگیزی، فرزاد روشنایی، فرزاد روشنایی، فرزام اقدسی، فرزان فرهی، فرزانه ایل بیگی، فرزانه بهرامی، فرزانه روانبخش، فرزانه علی، فرزانه غنیان، فرزانه ماخانی، فرشاد ابراهیمی، فرشاد ریاضتی، فرشاد سلطانی، فرشاد محمدی، فرشته امامی، فرشته خوشحال، فرشته شیرازی، فرشته قاضی، فرشته ناجی، فرشنه طوسی، فرشید کریمی نژاد، فرشید آذرنوش، فرشید آریا، فرشید شاملو، فرناز معیریان، فرهاد تیزرو، فرهاد ثابت، فرهمند شهیدی، فروغ جواهری، فروغ رسولی، فروغ هدایت، فریبا هیوئیت، فریبا اقبالی، فریبا داودی مهاجر، فریبا مجذوب، فریبا همدانی، فریبرز سبحانی، فرید راستگو، فرید مصلحیان، فریده پور عبدالله، فریده راضی، فریدون اردلان، فضل الله روحانی، فهیمه احمدی، فیروزه خداوردی، فیضالله جوادی، قاسم آزادی، قاسم نوری، کامران رایکا، کلارا مرادیان، کمال رایکا، کوروش کیانی، کیانوش بوستانی، کیانوش رایکا، کیوان رایکا، کارون اهوازی، کاظم فخاران، کاظم فیلی، کامبیز حسینی، کامران دانشفر، کامران گرامی نژاد، کاملیا روانخواه، کامیار بهرنگ، کامیار شهابی، کانی شیاقی، کاوه حسینی، کاوه رضائی شیراز، کاوه فرخی، کاوه قریشی، کاوه کرمانشاهی، کتایون حلاجان، کتایون شیبانی، کریم روحانی، کژال درخشانی، کژال رحمانی، کسری پیرایی، کسری روئینیان، کمال پاشایی، کورش افطسی، کورش آهنی، کوهیار حسینی، کیان امانی، کیانا کریمی، کیمیا زرگرانی، کیمیا کردستانی، کیوان رحیمی، کیوان فاتحی، کیوان فرامرزی، کیوان فروزان، کیوان نظری پور، کیومرث قلمبر، گلاله بهرامی، گلرخ جهانگیری، گلرخ سهی، گلشن باقری، گلناز امیری، گلناز جمال الدین، گلناز کشاورز، گیتا نبیلی، گیلدا پارسی، گیلدا صدیقی، لادن رستمی، لادن کمالی، لیلا اسدی، لیدا حسینی‌نژاد، لیدا شانه چیان، لیلا اسفاری، لیلا شاه رضایی، لیلا صفایی پور، لیلا عبداوه، مارال خاتمی، ماریا رضایی، ماریا مالکی، مازیار طبری، مازیار کوثری فر، مازیار لایق کار، مانا ایرانی، ماندانا کمالی، مانی باقری، مانی محلاتی، متین باقرپور، متین رضایی، مجتبی جوادیان، مجتبی صفری، مجید اقدسی، مجید آغداشلو، محبوبه حسین زاده، محبوبه حسینی، محبوبه محبی، محدثه خجسته، محسن صالحی، محسن قراگزلی، محسن کاکارش، محسن مدنی، محسن مظهری، محمد احمدی، محمد اسماعیلی، محمد اشعری، محمد انور هاشمی، محمد ایزدی، محمد آزاد، محمد برزنجه، محمد بلوری، محمد تقی فتحی، محمد جبل عاملی، محمد جمالی، محمد جواد تقی زاده، محمد جواد طواف، محمد حسن خواجه عبداللهی، محمد حسین معتمدی، محمد حسین نیری، محمد حسینی، محمد خاکی، محمد رضا دولتشاهی، محمد رضایی، محمد صدیفی، محمد علی آبادی، محمد علی فتاحیان، محمد کاظمی، محمد کردوس، محمد معزی، محمد مهدی زارعی، محمدحسین آستیان، محمدرضا عباسی میوه کار، محمدرضا کامشکی، محمدرضا کریمی، محمود فرجامی، محمود کرباسی، محمودرضا گلزاریان، مختار زارعی، مرتضی پرویزی، مرجان افتخاری، مرسده هاشمی، مرضیه زادبر، مرضیه شکیبا، مریم ابراهیمی، مریم اسماعیلی، مریم حسین خواه، مریم حکمت شعار، مریم خزایی، مریم خویشکار، مریم روزبهانی، مریم شریف، مریم شفیع پور، مریم صانعی، مریم فتحی، مریم کیانی، مریم محمودجانلو، مریم منفرد، مریم مهاجری، مریم ناظری، مزدک کریمی، مزدک نصیری، مژگان اعلمی، مژگان ثروتی، مژگان مرادی، مسعود باب الحوائجی، مسعود حسینی، مسعود سلطانی، مسعود قره‌گوزلو، مسعود محمدی، مسعود مناف، مسعود موذنی، مسعود والا، مسیح علی نژاد، مصطفی حسینی، مصطفی مرتضوی‌فر، مصی شیروانی، معصومه مافی، معین محمدی دهج، مقدس تقی زاده، ملائکه علم هولی، منصوره فتحی، منوچهر فاضل، منیره رایکا، منیره محمدی، منیره کاظمی، مهتاب مفخم، مهدی باوری، مهدی دانشور، مهدی کریم زاده، مهران براتی، مهرانگیز کار، مهرداد حسینی، مهرداد دشتیان، مهرداد رضوانی، مهرداد سلیمی، مهرداد فتحى، مهرداد فتور، مهرداد مشایخی، مهرزاد فتوحی، مهرشاد الوندی، مهرک کمالی، مهرگان اسکویی، مهرناز غیاثی، مهرنوش توکلی، مهرنوش کریمی اندو، مهری زازا، مهری معمارحسینی، مهری یارتبار، مهسا امیری، مهسا بابایی، مهسا سروری، مهسا صارمی، مهسا فلاح کرمانشاهی، مهسا قیاسی، مهسا مقدسی، مهشید آزادی، مهشید راستی، مهناز باقری، مهناز پراکند، مهناز روحی، مهناز صمدی، مهناز کیانی، مهناز یوسف پور، مهوش جاننثاری، مهین جعفری حصار، مهین شکرالله پور، موسی قدیانی، مونا اسمعیلی، مونا شکیبا، مونا عطایی، میترا باقری، میترا شجاعی، میترا ورسایی، میثم دلفانی، میدیا بایزیدپور، میلاد فدایی اصل، مینا زند، مینا فلاح، ناتالیا سلطانی، ناحیه خوشکلام، نادره سالارپور، نادره صادقی، نادیا صادقی، نادیا نعیمی، نازنین حشمتی، نازنین هدایتی، ناصح فریدی، ناصر پویافر، ناصر سینا، ناهید خزایی، ناهید قنبری، ناهید مکری، نجیبه اسدپور، ندا فرخ، ندا کشاورز، نرگس بازرجانی، نرگس توسلیان، نرگس طهماسبی، نریمان رحیمی، نریمان صادقی، نسرین بهروز، نسرین حمیدی، نسیم تبیانیان، نسیم دریاب، نسیم قادری، نشوان نادری، نغمه سلطانی، نفیسه اسکندری، نفیسه آزاد، نگار باوندپور، نگار رحمتی، نگار عزیزمرادی، نگین شیخ الاسلامی وطنی، نگین هاشمی، نگین وطن دوست، نوری شهری، نوشابه امیری، نوشین شاهرخی، نوید رحمانی، نیلوفر فرحناک، نیروانا پارسی، نیکا نصیری، نیکزاد زنگنه، نیکو صادقی، نیلو انشعابی، نیلوفر آزادی، نیلوفر راد، نیما احمدی، نیما باوندپور، نیما دارابی، نیما دانا، نیما سلطانی، نیما گودرزی، نیما نجات، نینا باوند پور، نینا سلطانی، نینا فیلی، نیوشا پابوس، هاجر همایی، هادی میرمویدی، هاله فتاحی، هـاوار بـازیـان، هایده ترابی، هدی جمشیدی، هما مرادی، هَماد جمشیدی، همایون مهمنش، هوشنگ خوش سرور، هومن رستمی، هومن سعدیە، هومن صالحی، هیربد هورمزدیان، هیوا محمدی، وحید حبیب پناه، وحید قاسمی، وحید مصاحبی، وحید ناصری، ونوس تاری، ویدا بناپور، ویدا میثاقی، یاشار آزادپناه، یوحنا نجدی، یادگار شیدا، یاسر رحمانی، یاسمن بافندکار، یاسمن زارعی، یاسمین هدایتی، یاور خسروشاهی، یعقوب کشاورز، یگانه ایمانی، یلدا دیبازری، یوسف پاوه‌ای، یوسف صمدی نمین

سعید پورحیدر روزنامه نگار که پس از انتخابات دو بار بازداشت شد و در نهایت حکم ۵ سال زندان وی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تایید شد در گفت وگویی با کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران شرحی از بدرفتاری هادر زندان، اتهامات مطرح شده علیه خود، شرایط نگهداری زندانیان در زندان اوین و در نهایت استفاده از شکنجه در مورد تعدادی از زندانیان سیاسی در زندان اوین سخن گفت.

سعیدپورحیدر از روزنامه نگاران سابق سرویس سیاسی برخی روزنامه های اصلاح طلب به کمپین گفت که پس از انتخابات ریاست جمهوری دو بار بازداشت شد، بار اول ۱۶ بهمن سال ۸۸ در منزل توسط ماموران وزارت اطلاعات که به مدت یکماه در بند ۲۴۰ اوین در انفرادی به سر برد و بار دوم هجده مهر سال ۸۹ پس از احضار به دادسرای اوین بازداشت و روانه بند ۳۵۰ شد تا پس از ۵۲ روز تا اعلام رای دادگاه تجدید نظر از زندان شد. با توجه به تایید رای بدوی او از ایران خارج و هم اکنون در خارج از ایران به سر می برد.

وی در خصوص اتهامات مطرح شده علیه خود گفت: « بازپرس با پنج اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام، اجتماع و تبانی به قصد براندازی، اخلال در نظم عمومی، توهین به رنییس جمهور، توهین به مقدسات و زیر سوال بردن احکام اسلام پرونده ام را به دادگاه فرستاد که در شعبه بیست و شش دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباس به پنج سال زندان و ده سال محرومیت از روزنامه نگاری و پرداخت سه میلیون ریال جریمه نقدی محکوم شدم… در پرونده ای که برایم تشکیل شد جز مطالب وبلاگ شخصی و گفتگویم با رسانه های خارج از کشور هیچ دلیل و مدرک منطقی برای بازداشت و یا محکومیت وجود نداشت.»

آقای پورحیدر در مورد بدرفتاری های انجام شده با خود در زندان به کمپین گفت: «سلول انفرادی حتی اگر قرار باشد یک زندانی هیچگونه شکنجه جسمی مضاعف یا اذیت و آزار فیزیکی را متحمل نشود خود مصداق بارز شکنجه روحی و روانی است . عمده ترین آزاری که در زندان بر من گذشت شکنجه روحی و روانی ( شکنجه سفید ) بود و گهگاه شکنجه فیزیکی همچون ضرب و شتم در حین بازجویی، بی خوابی دادن و یکبار انداختن در بشکه آب سرد و یا ساعتها بصورت عریان نگه داشتن در هوای سرد . از شکنجه های روحی و روانی نیز می توان به ارائه اخبار و مطالب دروغ، تهدید به زدن شلاق، وادار کردن به پذیرش اتهامات غیراخلاقی، تهدید به بازداشت اعضای خانواده و یا دادن خبر کذب بازداشت همسر و پدر، پخش کردن صدای دخترم در یکی از جلسات بازجویی و اینکه می گفتند دختر و همسرت نیز بازداشت و در زندان هستند، تهدید به صدور احکام سنگین زندان، ممنوعیت ملاقات و تماس با خانواده می توان اشاره کرد.»

سعید پور حیدر در ادامه به تشدید مشکلات جسمی اش در زندان اشاره کرد و ادامه داد: «قبل از زندان به خاطر بیماری قلبی ام روزانه از یک قرص استفاده میکردم که ارمغان یک ماه سلول انفرادی برایم پس از آزادی شد استفاده روزانه سه قرص برای قلب و داروهای آرامبخش. همچنین بخاطر چهار روز اعتصاب غذا و شرایط انفرادی که در حالت طبیعی به کم کردن وزن زندانی منجر می شود در طول مدت یکماه نه کیلو وزن بدنم کم شد و یکبار نیز بعد از اتمام یکی از جلسات بازجویی دچار حمله قلبی شدم.»

وی وضعیت زندان را از نظر سرویس بهداشتی، فروشگاه، سیستمهای گرمایش و سرمایش، اوقات فراغت و امکان مطالعه زندانیان را اینگونه تشریح کرد: «وضعیت بندهایی که مختص نگهداری زندانی در سول انفراد است با بند عمومی بسیار متفاوت است. در سلول انفرادی که زندانی امکان دسترسی به فروشگاه، لوازم ورزشی، کتاب و …. را ندارد. برخی سلولها دارای سرویس بهداشتی فرنگی است و برخی نیز فاقد آن که زندانی در هر بار برای رفتن به دستشویی باید با چشم بند و توسط زندانبان مراجعه کند…. در بند عمومی ۳۵۰ که محل نگهداری زندانیان سیاسی است اوضاع کمی بهتر است. بند ۳۵۰ فروشگاه، حیاط هواخوری، کتابخانه، لوازم ورزشی محدود، سیستمهای گرمایشی و ….. داشت و برخی امکانات دیگر که اکثرا با هزینه شخصی خود زندانیان تهیه شده بود.

سعید پور حیدر در ادامه توضیح وضعیت بند ۳۵۰ زندان اوین گفت: «ساعت بیداری و خاموشی در بند ۳۵۰ وجود داشت اما در انفرادی زندانی حتی از اینکه چه ساعتی از روز یا شب است مطلع نبود. هفت صبح زمان ساعت بیداری و ده شب زمان اعلام خاموشی در بند ۳۵۰ بود . روزانه دوبار نیز آمار زندانیان گرفته میشد . بطوریکه زندانیان بند عمومی روزانه دوبار به حیاط رفته و سپس شمارش برای گرفتن آمار انجام می شد. هفت صبح آمار صبحگاهی و ۶ عصر آمار شبانه انجام میشد . اما اینطور نبود که زندانیان موظف باشند در ساعات خاموشی لزوما خواب و یا در ساعت بیدار باش بیدار باشند . جز در دو نوبت گرفتن آمار که همه باید حضور داشته باشند در بقیه ساعتهای شبانه روز اختیارمان با خودمان بود که بخوابیم یا بیدار باشیم .

روزنامه نگار زندانی وضعیت مطالعه در زندان را اینگونه توضیح میدهد :کتابهای موجود در کتابخانه بند ۳۵۰ تماما کتابهایی بود که پس از تایید مسئولان زندان وارد کتابخانه می شد و طبیعی است که غالبا اینگونه کتابها مورد پسند یا استفاده زندانیان سیاسی قرار نگیرد . بسیاری از کتابها قدیمی و بقول دوستان بند کتابهای بی خطر و کم خطر بودند . شعر ، داستان ، رمان ، تاریخ ، مذهبی و بصورت محدود کتابهای سیاسی در کتابخانه وجود داشت . در زمانی که من در بند ۳۵۰ بودم تنها تعداد اندکی از روزنامه های حامی دولت آنهم روزنامه های کم تیراژ بی اهمیت بصورت روزانه به دستمان می رسید که مهمترین بخش این روزنامه جدول آنها بود. حتی روزنامه کیهان بر خلاف آنکه به بندهای زندانیان عادی می رفت به بند ۳۵۰ داده نمی شد اما پس از آنکه از زندان آزاد شدم از طریق دوستان متوجه شدم که دیگر همان روزنامه های بی خاصیت نیز دیگر در اختیار زندانیان قرار نمیگیرد. اما در سلول انفرادی هیچ کتاب و روزنامه ای در اختیار زندانی قرار نمیگیرد.»

سعید پور حیدر با اشاره به بدرفتاری های انجام شده با دیگر زندانیان بند به کمپین گفت: «بسیاری از دوستان زندانی در بند ۳۵۰ اوین که تجربه حضور در سلولهای انفرادی بندهای ۲۰۹ ، ۲۴۰ و بند دو-الف سپاه را داشتند به نوعی مورد شکنجه های روحی و روانی و شکنجه فیزیکی قرار گرفته بودند. در طول مدت حضورم در بند ۳۵۰ توانستم با ۱۹ نفر از دوستانی که تجربه شکنجه را از سر گذرانده بودند صحبت کنم. بیشتر شکنجه ها در بند وابسته به سپاه پاسداران اتفاق می افتاد و با توجه به سناریویی که نیروهای امنیتی برای هر زندانی تعیین میکردند نوع و شدت شکنجه ها متفاوت بود. به طور مثال اگر قرار بود دوستی حتما اعترافاتی را از او بگیرند به هر وسیله ممکن او را وادار به پذیرش اعترافات و اتهاماتش میکردند. در گفتگویی که با دوستان داشتم آنها شرح کاملی از آنچه در سلولهای انفرادی بر آنها گذشته است را شرح دادند. شکنجه های وحشتناک روحی و روانی و جسمی که با شنیدن آنها دچار اشتباه محاسباتی در اندازه گیری سقف وقاحت نظام در برخورد با زندانیان سیاسی می شویم.»

این روزنامه نگار افزود: «ضرب و شتم، ادرار کردن به سر و صورت زندانی، آویزان کردن از پا، زدن شلاق، استفاده از شوکر الکتریکی، زدن ضربات به نقاط حساس بدن و یک مورد تجاوز جنسی بصورت وحشتناک با استفاده از چسب PVC بخشی از شکنجه های جسمی بود که این دوستان برایم نقل میکردند. اعدام مصنوعی ، تحقیر و توهین ، بازداشت اعضای خانواده ، تهدید به بازداشت و تجاوز به همسر یا دختر ، تهدید به صدور حکم اعدام ، خوراندن داروهای روان گردان و ….. بخش کوچکی از شکنجه های روحی و روانی در زندانهای جمهوری اسلامی بود که برای این ۱۹ زندانی اتفاق افتاده بود . گرچه تعداد زندانیانی که مورد شکنجه واقع شدند بیشتر از این تعداد بود اما در زمانی که من در بند ۲۵۰ بودم تنها موفق به گفتگو با فقط ۱۹ نفر شده بودم ، که برخی از آنان متاسفانه اعدام و برخی دیگر همچنان در حال گذراندن محکومیتشان هستند.»

بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» خانواده های زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین در اعتراض به تشدید سرکوب و محدودیتها علیه عزیزانشان دست به اعتراض زدند و خواستار پایان دادن به این اعمال غیر انسانی شدند.

روز دوشنبه 9 خرداد ماه خانواده های زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین در اعتراض به اقدامات سرکوبگرانه و محدودیتها غیرانسانی علیه خود و عزیزانشان در سالن ملاقات دست به اعتراض زدند که با برخوردها و جوابهای سرکوبگرانه مامورین سالن ملاقات مواجه شدند. این اعتراضات برای مدتی ادامه داشت. خانواده ها اعلام کرده انده که در صورت برداشته نشدن این محدودیتها به اعتراضات خود ادامه خواهند داد. مامور سرکوبگر حاضر در سالن ملاقات به خانواده های زندانیان سیاسی پاسخ داد که اگر ناراحت هستید خوب ملاقات نیایید و همچنین سایر جوابهای دیگر .

در طی 2 هفته گذشته کابینهای ملاقات خانواده زندانیان سیاسی با عزیزانشان را تا حد زیادی کاهش داده اند. بطوری که باعث ازدحام زیادی در کنار کابین شده است. از طرفی دیگر این ازدحام حاصل از کاهش کابینه های ملاقات و گرمای زیاد در سالن باعث فشار مضاعف علیه خانواده ها و بخصوص افراد سالخورده و کودکان می شوند.این در حالی است که در حدود 180 ملاقات کننده در سالن حاضر هستند.

همچنین از هفتۀ گذشته روش جدیدی برای سرکوب و ایجاد رعب و وحشت بین خانواده ها و زندانیان سیاسی ایجاد کرده اند. آنها اقدام به نسب دگمه بر روی تلفنهای کابینی نموده اند و زندانیان سیاسی با فشار دادن دگمه قادر به صحبت با خانواده هایشان هستند.بکار گیری این روش جدید سرکوبگرانه برای جلوگیری از افشای رفتار و برخوردهای غیر انسانی مامورین وزارت اطلاعات و پاسداربندها علیه زندانیان سیاسی در بند 350 زندان اوین می باشد.پاسداربندهای سالن برای ممانعت از انتشار اخبار سرکوب زندانیان سیاسی در بند 350 به بیرون اقدام به پخش شایعاتی نموده اند که مکالمات تلفنی کابینی بین خانواده ها و زندانیان سیاسی ضبط می شود.

از طرفی دیگر قیمت مواد غذایی که زندانیان سیاسی از فروشگاه زندان خریداری می کردند بطور ناگهانی به بیش از 2 برابر افزایش یافته است. این شیوه اخاذی از زندانیان سیاسی تحت عنوان برداشته شدن یارانه مطرح شده است. ماه ها است که میوه و سبزی از جیره غذایی زندانیان حذف شده است. زندانیان سیاسی به دلیل کمیت غذا و کیفیت بسیار بد و غیر قابل مصرف بودن آن، قادر به مصرف کردن غذای زندان نیستند و ناچار هستند که با خرید حداقل مواد غذایی از فروشگاه زندان نیازهای خود را تامین نمایند.اکثر زندانیان سیاسی سرپرست و نان آور خانواده بوده اند و با افزایش قیمت کالا در فروشگاه زندان فشارهای مضاعفی بر خانواده ها وارد می شود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،از اعتراضات به حق خانواده های زندانیان سیاسی حمایت می کند و ایجاد روشهای سرکوبگرانه و محدودیتهای غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی و خانواده های آنها را محکوم می کند و از دبیر کل کمیسر عالی حقوق بشر ،گزارشگران ویژه سازمان ملل متحد و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد می باشد.

فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران

09 خرداد 1390 برابر با 30 می 2011

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

گزارشگر ویژه شکنجه سازمان ملل

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

ظهر امروز مرتضی سپندار از دراویش طریقت نعمت اللهی گنابادی توسط نیروهای امنیتی و انتظامی و به دستور قاضی شعبه 5 اجراي احكام کیفری دادگستري شهرستان كرج ، روانه زندان شد.مجذوبان نور

مرتضی سپندار که به همراه سه تن ديگر از دراويش، با شكايت 4 تن از اعضاي موسسه فرهنگي نورمعرفت و حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) و پايگاه بسيج شهرستان کرج در مهر ماه سال 1387 ، به اتهام توهين و ضرب و شتم ، از سوي شعبه 80 دادگاه تجديدنظر استان تهران به پرداخت ديه و جزاي نقدي محكوم شده بود،ظهر امروز به دلیل غیر قانونی دانستن این مجازات و عدم پرداخت دیه روانه زندان شد .

به گفته سید یاسرجلالی املشی وكيل مدافع آقاي سپندار، هيچ دليل و مدرك قانوني دال بر محرز بودن اتهامات انتسابي در پرونده وجود ندارد و صرفاً صورتجلسات اداره اطلاعات و نيروي انتظامي كه با انگيزه دفاع از موقعيت شكات و مخالفت با تصوف تنظيم شده ، مبناي صدور اين احكام قرار گرفته است .

گفتني است ؛ مرتضي سپندار جانباز 55 درصد ارتش جمهوري اسلامي است، وی درفروردين ماه سال گذشته در نامه اي به تني چند از مقامات عالیرتبه ايران، صراحتاً اعلام كرد كه وقتي نيروهاي اطلاعاتي به جاي دفاع از حريم من و خانواده ام ، دفاع از موقعيت و جايگاه شكات و تلاش براي محكوم كردن من در مراجع قضايي را مد نظر قرار مي دهند ، زندان را بر تمكين در برابر اين حكم خلاف قانون و شرع ، ترجيح مي دهم و هرگز ديه مورد نظر دادگاه را به شكات خود كه از نيروهاي افراطي و مخالف تصوف هستند ، پرداخت نخواهم كرد.

اولين دادگاه رسيدگي به پرونده ابطال پروانه ي وكالت نسرين ستوده صبح امروز با حضور نسرين ستوده در كانون وكلاي دادگستري برگزار شد. نتيجه نهايي به دادگاه تجديد نظر و زمان ديگري موكول شد.مدرسه فمینیستی

 

صبح امروز هشتم خرداد ماه، نسرين ستوده با دستبند و همراهي دو سرباز و يك زن پليس از زندان اوين به كانون وكلا آمد تا در دادگاه رسيدگي به ابطال پروانه ي وكالتش شركت كند.

در اين دادگاه كه در يكي از اتاق هاي كانون وكلا برگزار شد ؛ خانم كيهاني عضو هيات رييسه كانون و چند تن از وكلا به عنوان قاضي به بررسي پرونده ابطال و يا عدم ابطال پروانه وكالت

نسرين ستوده پرداختند و تصميم به برگزاري دادگاه تجديد نظر و در زماني ديگر گرفته شد.

نسرين ستوده از شهريور سال گذشته در زندان اوين دربند و به يازده سال زندان محكوم شده است . چندي پيش مراجع قضايي خواستار تعليق پروانه وكالت اين وكيل شدند اما كانون مدافعان با وارد شدن به اين حوزه مسئوليت رسيدگي به اين پرونده را برعهده گرفته است .

 

به گفته وكلاي حاضر در پشت درهاي بسته ي دادگاه ، اين عمل كانون وكلاي دادگستري به منزله ي دفاع از حقوق صنفي وكلاست و اميدوارند كانون وكلا در اين زمان حساس تاريخي تصميمي مبني بر دفاع از حقوق صنفي وكلا بگيرد.

هر چند اين وكيل هم در دادگاه و هم در نامه اي كه به همسرش نوشته ؛تاكيد كرده چه بي پروانه و چه با پروانه وكالت به احكام صادر شده ي موكلانش معترض است:» تا زماني كه اين احكام غير عادلانه به حيات خود ادامه مي‌دهد و تا زماني كه دادگاه انقلاب به صدور احكام اعجاب انگيز خويش ادامه مي‌دهد. من بي‌پروانه‌ي وكالت يا با پروانه، به اين احكام معترضم.اعتراض به احكام ناعادلانه نياز به پروانه‌ي وكالت ندارد. به آنها بگو پروانه‌ام را از من بگيريد، عدالت را نه؟»

او در اين دادگاه با چهره اي خندان و با اعتماد به نفس بالا حضور يافت كه قوت قلب حاضران و فعالان حقوق زناني شد كه براي ديدن نسرين ستوده به كانون وكلاي دادگستري آمده بودند.

رضاي عزيزم !

مي‌گويند زندان است و دلتنگي‌هايش، مي‌خواهم برايت بگويم زندان است و غافلگيري‌هايش. نمي‌تواني تصور كني نسل جديد چه فضاي جديدي را در زندان ايجاد كرده است؟ همان فضاي غافلگير كننده‌اي كه در بيرون است، در رگ‌هاي زندان جريان دارد و اين، حيات جديدي را به جامعه و زندان مي‌بخشد! اين زندگي گاه شاد است و سرحال، گاه آرام و سر به زير گاه نظاره‌گر و تحليل‌گر، اما در همه حال متحمل و اهل مدارا، و تحمل همان است كه آنها را به هدف مي‌رساند. زيرا تو خودت بهتر مي‌داني كه آنچه مي‌تواند سنگ را شكاف دهد و سختي‌ها را از جلوي راه بردارد انعطاف و تحمل آب است.

عزيزم !

هركس در زندان به آزادي‌اش فكر مي‌كند. من هم آزادي‌ام برايم مهم است. اما مهم‌تر از آن عدالتي است كه ناديده گرفته مي‌شود. معلوم است كه رويايم مثل هر زنداني يك مسافرت رفتن با خانواده است يا قدم زدن آزادانه در زير باران بهاري، نگاهي به درخت كوچه يا با بچه‌ها يك عصر را در پارك گذراندن. راستي يادت هست چگونه وقتي عصرها به خانه مي‌آمدي هر سه با شادماني به استقبالت مي‌آمديم؟ ما خانواده خوشبختي بوديم ولي برخلاف تهديد بازجويم كه در اولين جلسه‌ي بازجويي گفت تو و شوهرت را از حيّز انتفاع ساقط مي‌كنم، هنوز هم خوشبختيم، زيرا نمي‌دانم چرا آقاي بازجو نمي‌دانست خوشبختي در دل آدمي وجود دارد. همه‌ي اينها را دوست دارم. معلوم است كه همه‌ي اينها برايم مهم است. اما مهم‌تر از آن صدها سال حبسي است كه براي موكلانم و ديگر آزاديخواهان به جرم ناكرده صادر شده است تعدادي از آنها و فقط بعضي از آنها موكلم بوده‌اند و چه پروانه‌ي وكالت داشته باشم يا نداشته باشم به احكام ناعادلانه‌ي آنها معترضم.

مي‌خواهند دادگاهي برپا كنند تا پروانه‌ي وكالتم را ابطال كنند. البته پروانه‌ي وكالتي دارم كه سعي كرده بودم ضميمه‌ي شرافتم باشد. اگر روزي پروانه‌ي وكالت را حكومتي از من بگيرد، شرافتم را كه با هيچ حكمي نمي‌تواند بگيرد. همان مرا بس.

تا زماني كه اين احكام غير عادلانه به حيات خود ادامه مي‌دهد و تا زماني كه دادگاه انقلاب به صدور احكام اعجاب انگيز خويش ادامه مي‌دهد، عزيزم، من بي‌پروانه‌ي وكالت يا با پروانه، به اين احكام معترضم.اعتراض به احكام ناعادلانه نياز به پروانه‌ي وكالت ندارد. به آنها بگو پروانه‌ام را از من بگيريد، عدالت را نه؟

اوين

بند زنان زنداني سياسي

خرداد