بایگانیِ ژانویه, 2011

چهارده نفراز دراویش طریقت نعمت‌اللهی گنابادی سروستان به دلیل تحصن اعتراض‌آمیز مقابل فرمانداری آن شهرستان به اتهام اخلال در نظم عمومی به دادسرای عمومی و انقلاب سروستان احضار شدند.

 

دراویش

این دراویش به دنبال برپایی نمایشگاهی توهین‌آمیز که در آن به بزرگان تصوف بی‌حرمتی شده بود، همراه با جمعی کثیر از برادران ایمانی خود مقابل فرمانداری سروستان تحصن کرده و خواستار برچیدن آن نمایشگاه شده بودند اما نیروهای امنیتی و نظامی با رفتار خشونت آمیز خود، تحصن آنها را به اغتشاش کشیدند.

در پی این حادثه، نه تنها دراویش گنابادی از سوی فرمانداری جوابی نگرفتند که به اخلال در نظم عمومی نیز متهم شده و در نوبت‌های متعدد به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سروستان احضار شدند.

ابراهیم فضلی، اسکندر ابراهیم زاده، نادعلی خوشنود در تاریخ 22 دی ماه به اتهام یاد شده احضار شدند که از میان آنها، دو نفر، بلاقید و یک نفر دیگر با قرار کفالت آزاد شدند.

در تاریخ 29 دی نیز مجید ابراهیم‌زاده، رستم روحانی و علی‌شیر اکبرزاده پس از احضار ، اتهام اخلال در نظم عمومی به آنها تفهیم و با قرار کفالت آزاد می‌شوند.

هشت تن از دراویش دیگرنیز با نام‌های جلال نیکبخت، غلامحسین سعیدی، محمدعلی سعیدی، نورمحمد اسماعیل‌زاده، شاهرخ جنگلی، عباس سبزی، مهدی حسین‌زاده و محسن جعفری احضار و بایستی خود را در تاریخ 10 و 12 بهمن به شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب سروستان معرفی کنند.

Advertisements

در پی بازدشت حجت عربی‌ دانشجوی دانشگاه نفت آبادان و عضو انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه، شورای دفاع از حق تحصیل با انتشار بیانیه ای بازداشت این دانشجو را محکوم کرد.دانشجو نیوز

 

حجت عربی

در قسمتی از این بیانیه آماده است: “به نظر میرسد بازداشت غیرقانونی ، خودسرانه و غیراخلاقی این دانشجوی محروم از تحصیل و ستاره دار همزمان با برگزاری امتحانات پایان ترم دانشجویان ، اقدامی در جهت اجرای محکومیت غیرقانونی کمیته انضباطی دانشگاه آبادان است که حتی با معیار‌ آئین نامهٔ فعلی کمیته های انضباطی نیز، غیرقانونی‌ میباشد.”

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

از قرار دشمنی آزادی ستیزان با دانشگاه و دانشجویان آزاده پایانی ندارد و هر روز سطر جدیدی به کارنامه سیاه سرکوب دانشجویان و دانشگاه اضافه میشود.

این بار حجت عربی‌ دانشجوی دانشگاه نفت آبادان و عضو انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه از شهر محل تحصیلش به صورت غیرقانونی و خودسرانه ربوده و بازداشت شد. پیشتر نیز وی به اتهام‌های غیر قابل توجیهی چون فعالیت در فیس بوک و بحث در کلاس درس انقلاب، به محرومیت از استفاده از امکانات رفاهی دانشگاه، اخراج از خوابگاه، اخراج از دانشگاه و محرومیت از تحصیل در دانشگاه‌های کشور به مدت سه سال، محکوم شده بود .

به نظر میرسد بازداشت غیرقانونی ، خودسرانه و غیراخلاقی این دانشجوی محروم از تحصیل و ستاره دار همزمان با برگزاری امتحانات پایان ترم دانشجویان ، اقدامی در جهت اجرای محکومیت غیرقانونی کمیته انضباطی دانشگاه آبادان است که حتی با معیار‌ آئین نامهٔ فعلی کمیته های انضباطی نیز، غیرقانونی‌ میباشد.

همزمانی صدور حکم اخراج آن هم در حالی که حجت عربی ترم آخر تحصیل خود را می گذراند با ربودن و بازداشت وی، احتمال پروژه مشترک و همدست بودن مسئولان دانشگاه صنعت نفت آبادان با نیروهای امنیتی را بیش از پیش تقویت می کند.

شورای دفاع از حق تحصیل محرومیت آقای عربی از حق اولیه و انسانی تحصیل و همچنین بازداشت غیرقانونی و خودسرانه وی را به شدت محکوم کرده و خواستار آزادی هر چه سریعتر این دانشجوی ستاره دار و محروم از تحصیل و لغو حکم غیرقانونی و غیر انسانی کمیته انضباطی دانشگاه آبادان میباشد.

شورای دفاع از حق تحصیل پیش از نیز بارها اعلام کرده است که این نوع برخوردها و اعمال روشهای غیرقانونی در حرکت جنبش حق طلب و آزادی خواه دانشجویی توقفی ایجاد نخواهد کرد.

ادامه این روند برای آنان که دانشگاه را نه یک مکان عمومی ، که ملک پدری حاکمان و همچنین حق انسانی تحصیل را نه حقی همگانی ، که سهم خود و یارانشان و امتیاز ویژه وابستگان گروه حاکم می دانند ، جز محکوم شدن بیشتر در نظر ملت ایران نتیجه ای در پی نخواهد داشت.

شورای دفاع از حق تحصیل روند باطل فعلی دستگاه های امنیتی ، قضایی و دولتی را که با نقض آزادی های آکادمیک دانشگاه به اعمال غیرقانونی محرومیت از تحصیل معترضان، زندانی، تبعید ، شکنجه و آزار و اذیت گرانبهاترین سرمایه های انسانی ایران میپردازد ، به شدت محکوم کرده و خواستار توقف این رویه باطل و غیر قانونی میباشد.

شورا، حق تحصیل را حقی اولیه ، انسانی و همگانی همه آحاد جامعه صرف نظر از عقیده ،مرام و گرایش سیاسی آنها می داند و به تلاش برای دستیابی به این حق مسلم ادامه خواهد داد.

همچنین شورای دفاع از حق تحصیل از اعمال فشار بر اشکان ذهابیان ، امیر سلیمیها و پیمان عارف – تعدادی دیگر از دانشجویان محروم از تحصیل و ستاره دار – در روزهای اخیر به شدت نگران میباشد.

شورای دفاع از حق تحصیل صدور و تایید حکم سنگین ۴ سال حبس در تبعید برای شیوا نظر آهاری ، دیگر دانشجوی ستاره دار ، و ادامه بازداشت و زندانی بودن مجید دری دانشجوی محروم از تحصیل در تبعید در زندان بهبهان ، ضیا نبوی دانشجوی ستاره دار در تبعید در زندان کارون اهواز، مهدیه گلرو دانشجوی محروم از تحصیل در شرایط اسفبار و سخت در بند متادون زندان اوین ، عماد بهاور دانشجوی محروم از تحصیل در زندان اوین ، مجید توکلی دانشجوی محروم از تحصیل در زندان رجایی شهر کرج و دهها فعال دانشجویی دیگر در بازداشتگاهها و زندان های مختلف در سراسر کشور را به شدت محکوم مینماید و خواستار آزادی هرچه سریعتر همه دانشجویان زندانی میباشد

عفو بین الملل با صدور بیانیه ای اعدام جعفر کاظمی و محمدعلی حاج آقایی دو زندانی سیاسی در زندان اوین را به شدت محکوم کرد و اقدام مقامات جمهوری اسلامی در اعدام زندانیان را مورد اعتراض قرار داد. کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی

 

 

عفو بین الملل

در متن این بیانیه به نقل از مالکوم اسمارت، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین الملل آمده است «ما از اعدام جعفر کاظمی و محمدعلی حاج آقایی وحشت زده هستیم.»

متن کامل بیانیه این سازمان بین المللی مدافع حقوق بشر که مقر آن در لندن است به شرح زیر می باشد.

جمهوری اسلامی دو تن از بازداشت شدگان ناآرامی های سال گذشته را به دارآویخت. سازمان عفو بین الملل اعدام دو فعال سیاسی که در شهریورماه سال گذشته و در جریان اعتراضات مردمی پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری بازداشت شده بودند را محکوم کرد.

بنا به گزارش های منتشره جعفر کاظمی و محمدعلی حاج آقایی صبح روز کذشته چهارم بهمن ماه در زندان اوین تهران به دارآویخته شدند. هر دو به «محاربه»، «تبلیغ علیه نظام» و «ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران (PMOI)» محکوم شده بودند.

اعدام این دو زندانی، آخرین مورد از موج اعدام هایی است که طی آن مسئولان جمهوری اسلامی از ابتدای سال جدید میلادی حداقل ۷۱ زندانی را اعدام کرده اند. بطور متوسط ۲۰ اعدام در هقته انجام شده است و هزاران نفر نیز در صف اعدام قرار دارند.

مالکوم اسمارت، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین الملل گفت: «ما از اعدام جعفر کاظمی و محمدعلی حاج آقایی، و همینطور از تداوم استفاده از این مجازات شدیدا بی رحمانه در ایران وحشت زده هستیم.»

«مانند بسیاری دیگر از قربانیان، این دو تن نیز از دادگاهی عادلانه بهره مند نشدند.»

بنا بر برخی گزارش ها، جعفر کاظمی ماه ها در زندان اوین توسط بازجویانش برای مجبور کردن وی به اعترافات تلویزیونی مورد شکنجه قرار گرفت اما او از انجام اعترافات تلویزیونی خودداری کرد.

او و محمدعلی آقایی با یکدیگر محاکمه شدند. به گمان ما ایشان در اردیبهشت سال جاری به مرگ محکوم شدند، و درخواست تجدیدنظر ایشان در ماه های جولای و سپتامبر رد شد.

پیش از آنکه این دو بازداشت شوند با اعضای خانواده شان در کمپ اشرف در عراق، که حدود ۳۴۰۰ تن از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق در آن در تبعید زندگی می کنند، دیدار کرده بودند. پسر جعفر کاظمی در این کمپ که در ۶۰ کیلومتری شمال بغداد واقع شده است بسر می برد.

ساکنین اشرف برای ماه ها در معرض اذیت و آزار مداوم، فشار و شرایط “محاصره مانند” توسط مسئولان عراقی، که می خواهند آنها خاک عراق را ترک کنند قرار دارند. آنها در صورتی که مجبور به بازگشت به ایران شوند در معرض خطر بسیار جدی قرار خواهند داشت.

زندانیان دیگری از جمله حسین خضری، از اعضای اقلیت کرد که گمان می رود در بیست و پنجم دی ماه اعدام شده باشد، و علی صارمی که به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق در هفتم دی ماه اعدام شد، توسط مسئولان جمهوری اسلامی طی هفته های اخیر به دار آویخته شده اند.

دو عضو دیگر اقلیت کرد به نام های ایوب و مصلح نیز در میان کسانی هستند که در معرض خطر اعدام قرار دارند. آنها به داشتن اعمال جنسی و فیلم برداری از آن متهم هستند. سازمان عفو بین الملل هفته گذشته طی نامه ای به رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی خواستار جلوگیری از اعدام این دو شده است.

سازمان عفو بین الملل با انتشار مطلبی برای دومین بار طی یک هفته اخیر، با ابراز نگرانی از احتمال اجرای حکم اعدام زندانی سیاسی حسین خضری، خواستار اعلام هویت فرد اعدام شده در زندان ارومیه که بنا به اعلام مسئولان قضایی این استان از اعضای حزب حیات آزاد کردستان بوده است گردید. کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی

 

سازمان عفو بین الملل

امنستی اینترنشنال همچنین خواستار «بررسی فوری و بی طرفانه ادعای شکنجه زینب جلالیان» شهروند ۲۸ ساله کرد که وی نیز با اتهاماتی مشابه در خطر اعدام قرار دارد گردید. به گفته این سازمان «سلامتی زینب جلالیان رو به وخامت گرائیده، که احتمالا به دلیل شکنجه یا سایر بدرفتاری ها می باشد.»

در مطلبی که سازمان عفو بین الملل و برای اقدام فوری منتشر کرده آمده است: «بیم آن می رود که حسین خضری، عضو اقلیت کرد ایران در روز شنبه ۲۵ دی ماه سال جاری و پس از محکومیت به محاربه به علت عضویت در حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) در ارومیه اعدام شده باشد.»

مقامات قضایی استان آذربایجان غربی روز بیست و پنجم دی ماه از اعدام فردی به اتهام عضویت در حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) خبر دادند، اما اشاره ای به هویت وی نکردند.

اعضای خانواده آقای خضری روز چهارشنبه پانزدهم دی ماه در زندان مرکزی ارومیه وی را ملاقات کرده اند و او به خانواده اش گفته است که مقامات وی را برای اعترافات تلویزیونی مبنی بر مبارزه مسلحانه بر علیه حکومت و قتل چندین نفر تحت فشار گذاشته اند که وی با انجام چنین کاری مخالفت کرده و اظهار کرده که وی کسی را به قتل نرسانیده است.

۲۳ دی ماه سال جاری، مقامات دادگاه انقلاب ارومیه به برادر وی اعلام کردند که دستور حکم اعدام حسین خضری از دفتر دادستانی دریافت شده است. خانواده خضری به دنبال ملاقات با وی بودند که موفق به این امر نشده و به ایشان گفته شد که ۲۵ دی ماه مراجعه کنند. هنگامی که ایشان در موعد مقرر مراجعه کردند باز هم موفق به دیدار با وی نشده و بعدا شنیدند که یکی از مقامات قضایی استان آذربایجان غربی خبر اعدام یک عضو ناشناس پژاک را اعلام کرده است. خانواده حسین خضری بیم دارند که فرد مذکور ممکن است حسین خضری بوده باشد، که در اینصورت به ایشان به طور رسمی ابلاغ نشده و لوازم شخصی وی تحویل خانواده اش نگردیده است.

حسین خضری در دهم مردادماه سال ۱۳۸۷ در کرمانشاه، واقع در شمالغرب ایران، بازداشت، و پس از محاکمه در اردیبهشت ماه سال ۸۷ به مرگ محکوم شد. حکم او ۱۷ مردادماه ۱۳۸۷ تأیید شد. او گفته بود تحت شکنجه قرار گرفته و درخواست بررسی کرده، اما درخواست او رد شده است.

زینب جلالیان، دیگر شهروند ۲۸ ساله کرد ایرانی، نیز پس از محکومیت با اتهاماتی مشابه در خطر اعدام قرار دارد. سلامتی وی رو به وخامت گرائیده، که احتمالا به دلیل شکنجه یا سایر بدرفتاری ها می باشد.

سازمان عفو بین الملل در پایان از همگان خواست تا با ارسال فوری نامه به دفاتر رهبر جمهوری اسلامی، رئیس قوه قضائیه، رئیس ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی، و همچنین نمایندگی های جمهوری اسلامی در خارج از ایران، موارد زیر را خواستار شوند:

اصرار به مقامات جمهوری اسلامی برای علنی کردن نام فرد اعدام شده در بیست و پنجم دی ماه، و در صورتی که حسین خضری همچنان در قیدحیات است، اعدام نکردن او. و همچنین تحویل پیکر و لوازم شخصی فرد اعدام شده به خانواده اش در صورت خواست ایشان.

درخواست از ایشان برای تبدیل مجازات مرگ زینب جلالیان، و رسیدگی مجدد به پرونده با رعایت رویه های عادلانه در راستای قوانین بین المللی و بی اعتنایی به شواهد به دست آمده در زیر شکنجه یا بدرفتاری های دیگر بدون توسل به مجازات مرگ.

درخواست تحقیق فوری و بی طرفانه در مورد ادعای شکنجه زینب جلالیان و به پای میز محاکمه کشاندن مسئول این رفتار غیرانسانی و همچنین اعطای امکانات مناسب پرشکی به زینب جلالیان.

فاطمه آدینه وند، همسر عبدالله مومنی، زندانی عقیدتی و سخنگوی اسبق دفتر تحکیم وحدت با اظهار اینکه هشت ماه است بچه هایش از دیدن پدرشان به صورت حضوری محروم بوده اند و تنها ماهی یکبار پشت شیشه او را می بینند گفت که دیگر هیچ انتظاری از مسوولان ندارد.کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران

 عبدالله مومنی

فاطمه آدینه وند درباره درخواست های خود برای ملاقات حضوری با همسرش به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: « بارها درخواست نوشتم ، آخر وقتی به دادستانی و یا هرجای دیگری برای پیگیری می رویم به جز سرباز جلوی در شخص دیگری را نمی بینیم یعنی به ما اجازه دیدن و حرف زدن داده نمی شود، فقط می توانیم درخواست های خود را به صورت کتبی بنویسیم و تحویل سرباز دهیم که حالا آیا خوانده شود و یا نه. من در آخرین نامه ام از دادستانی پرسیدم که علت ندادن ملاقات حضوری به من و بچه هایم پس از هشت ماه چیست که جوابم را نداده اند.»

فاطمه آدینه وند درباره علت ندادن ملاقات حضوری به آنها گفت: « احتمال می دهم به دلیل نوشتن نامه های همسرم باشد به دلیل اینکه درست پس از نامه ها ملاقات حضوری ما قطع شد.» همسر عبدالله مومنی با بیان اینکه حال جسمی مومنی در زندان خوب است، گفت: «اما حال روحیش خیلی خوب نیست،در زندان آدم کسل می شود ولی باز هم خوب است که با دوستانش در یک بند هستند.»

فاطمه آدینه وند درخصوص اینکه الان هوای زندان سرد است و آیا از او لباس گرم برای همسرش قبول کرده اند، گفت: « لباس گرم را اوایل آبان ماه به مسولان زندان تحویل دادم که آنها نیز خدا را شکر به دستش رسانده اند. اما درباره چیزهای دیگر سخت می گیرند مثلا چند بار دیوان حافظ و گلستان سعدی برایش بردم که قبول نکردند و فقط چند کتاب زبان را از من گرفتند.

همسرعبدالله مومنی درخصوص درخواستش از مسولان قضایی و کشوری گفت: «من هیچ درخواستی ندارم چون اینها اصلا به درخواست ما رسیدگی نمی کنند. فکر هم نمی کنم به این آسانی تلفن های بند را وصل کنند یا ملاقات حضوری بدهند. چه بگویم! بچه های من مدرسه می روند و فقط یکبار در ماه می توانند پدرشان را از پشت شیشه ببینند ، تلفن ها را هم قطع کردند که حداقل می شد صدای پدرشان را بشنوند وقتی این وضعیت برای بچه ها به وجود می آید دیگر چه انتظاری می توان داشت!من دیگرهیچ انتظاری ندارم.»

عبدالله مومنی شب ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران در ساختمان ستاد شهروند آزاد در میدان ونک تهران که ریاست ستاد شهروند آزاد (حامیان کروبی) را بر عهده داشت بازداشت شد.او و سازمان ادوار تحکیم در این انتخابات از حامیان کاندیداتوری مهدی کروبی بودند. او چندین ماه پس از دوران بازجویی خود نامه های افشاگرانه ای خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران درباره شکنجه شدن های خود توسط بازجویانش نوشت.

بنابه گزارشات رسیده به “فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران” محاکمۀ مجدد زندانی سیاسی هادی (همایون) عابدی باخدا در دادگاه انقلاب رشت به دلایل واهی عدم معرفی به موقعه خود به زندان رشت می باشد.

 

(همایون) عابدی باخدا

روز چهارشنبه ۲۲ دی ماه زندانی سیاسی هادی (همایون)عابدی باخدا که قطع نخاع می باشد و قادر به حرکت نیست از زندان رشت به شعبۀ ۴ دادیاری دادگاه انقلاب منتقل شد.او بر روی صندلی چرخدار قرار داشت و دستانش با دست بند به صندلی چرخ دار بسته شده بود و از طبقۀ همکف از طریق پله ها به طبقۀ دوم برده شد.هنگام انتقال از طبقۀ همکف به طبقۀ دوم مراجعه کنندگان که شاهد دستان دست بند زده به صندلی چرخ دار و رفتاریهای غیر انسانی با این زندانی سیاسی بودند خشم و نفرت آنها را بر انگیخت و دور او جمع شدند که با برخوردهای وحشیانه مامورین در دادگاه انقلاب مواجه شدند.

زندانی سیاسی عابدی باخدا به اتهام واهی دیر معرفی کردن خود به زندان مورد بازپرسی قرار گرفت و پرونده جدیدی علیه وی گشوده شد.در حالی این پرونده جدید با اتهام واهی علیه وی گشوده می شود که او به دستور پزشک قانونی و پزشک زندان و موافقت دادگاه در بیمارستان با هزینۀ خانواده اش بستری شده بود.زندانی سیاسی هادی عابدی باخدا توسط آنها به بیمارستان منتقل و علیرغم تاکیدات و توصیه های پزشک قانونی و پزشکان بیمارستان مبنی بر ادامه یافتن معالجات وی،معالجات او را متوقف و به زندان بازگرداندند.

پزشک زندان ،پزشک قانونی و پزشکان معالج وی بصورت کتبی به دادگاه انقلاب رشت اعلام کرده اند که او قادر به تحمل حبس نیست و زندان فاقد امکانات لازم برای درمان و نگهداری اومی باشد.

از طرفی دیگر پزشکان معالج وی تاکید کرده اند که سونداژ او می بایست هر۴ ساعت یکبار تعویض شود اما بیش از ۱۵ روز می گذرد ولی هنوز سونداژ او تعویض نشده است و این مسئله می تواند باعث ایجاد خطر جدی جانی برای این زندانی سیاسی شود.

لازم به یادآوری است که زندانی سیاسی هادی(همایون) عابدی با خدا در شعبۀ ۲ دادگاه انقلاب به ۲ سال زندان محکوم شد و در تاریخ ۱۷ آبان ماه دستگیر و به زندان مرکزی رشت منتقل شد. او همچنین در دهۀ ۱۳۶۰ به دلیل هواداری از سازمان مجاهدین خلق چند سال در زندانهای اوین و قزل الحصار تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی بسر برد. پاسداران هنگامی که قصد دستگیری او را داشتند، بسوی وی شلیک کردند که در اثر اصابت گلوله، باعث قطع نخاع وی شد.قطع نخاع او باعث شده که تعدادی از اندامهایش بطور طبیعی عمل خود را نتوانند انجام دهند که از جملۀ آنها راه رفتن، مثانه (با سونداژ ) و کلیه و دستگاه گوارشی او بشدت آسیب دیده است.برادر او هرمز عابد باخدا در دهۀ ۱۳۶۰ در زندان اعدام شد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اتهام سازی واهی و گشودن پرونده جدید علیه این زندانی سیاسی که قطع نخاع می باشد و همچنین متوقف کردن درمان وی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۹ دی ۱۳۸۹ برابر با ۱۹ ژانویه ۲۰۱۱

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

بهزاد عرب گل از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات بحث برانگیز سال گذشته ریاست جمهوری، توسط شعبه پانزده دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی به ۶ سال زندان محکوم گردید. کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی

 

عرب گل جانباز

به گزارش هم میهن، بهزاد عرب گل جانباز جنگ تحمیلی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به اتهام اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرائم علیه امنیت کشور به ۵ سال و به اتهام شرکت در تجمعات غیر قانونی ۲۵ خرداد و روز قدس به ۱ سال حبس محکوم شد.

او از فعالین ستاد میرحسین موسوی در شرق تهران بود. بهزاد عرب گل در حالی که هنوز ترکش های جنگ را در بدنش حمل می کرد بدون هیچ مراقبت ویژه ای ۴ ماه را در زندان اوین گذراند.

بهزاد عرب گل تنها ۱۷ سال داشت که برای دفاع از وطنش به جبهه رفت و مجروح شد، او اکنون ۲ فرزند دارد و تا قبل از بازداشت برای تامین زندگی به کار ساختمانی مشغول بود. پس از وقایع روز عاشورا به بهانه اینکه او شبیه کسی بوده که در تظاهرات روز عاشورا حضور داشته شبانه به منزل او یورش بردند اما عرب گل آنروز برای انجام کاری در شهرستان به سر می برد. حمله های چندین و چند باره به منزل او و تحت فشار قرار دادن خانواده او باعث می شود او در اسفند ماه خود را به اداره اطلاعات معرفی کند. او مدت دوماه در سلول انفرادی تحت فشار های شدید بازجو ها بود، بازجو ها اصرار داشته اند او اتهام حمله به گارد و ضرب و شتم را بپذیرد. اما علی رغم تمامی فشار ها او هیچ یک از این اتهامات را نپذیرفت.